دکترین بیداری اسلامی
دکترین بیداری اسلامی
1 – حسن ظن به وعده های الهی و حق بودن آنها. حضرت امام خمینی(ره) معتقد بود، حضرت امام خامنهای(مدظلهالعالی) معتقد است «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم». اگر بخواهیم شخصیت این دو بزرگوار را در یک کلمه بیان کنیم باید بگوییم شخصیت ایمانی، گنج نفیس معنوی، پرتوی از نور الاهی و معارف ائمه(ع) و دارا بودن اخلاص. اگر ما به این امر باور داشته باشیم می توانیم تحمل ایجاد کنیم. خدا رحمت کند حضرت امام خمینی(ره) را، ایشان در تاریخ 9/1367 یعنی چند ماه قبل از ارتحالشان پیامی صادر فرمودند برای بسیجیان طلبه و دانشجو. در این پیام فرمودند من خطابم به بیسجیان جهان است که بسجیان جهان برای فرج حکومت جهانی اسلام باشند. بعد برای این که کسی تعجب نکند گفتند و این شدنی است و اتفاق خواهد افتاد. ایشان توصیه کردند که هسته های مقاومت حزب الله باید در سرتاسر جهان تشکیل بشود. هسته های حزب الله، هسته های نظامی نیست هسته های ایمانی است حلقه های فکری است حلقه های قرآنی است حقله های معرفتی است حلقه های اخلاقی است و اینها به جنب و جوش آمده اند.
2 – تحمل زحمات در این مسیر و مجاهدت. اگر کسی راحت طلب باشد نمی تواند سرباز اسلام شود. آهسته برود و آهسته بیاید و شخصیت منفعل پیدا کند اسیر آمریکایی ها می شود. روحش اسیر می شود. اسلام با جهاد پیش رفت و جهاد می طلبد که انسان زحماتی را به جان بخرد.
3 – همواره در میدان بودن. یعنی همیشه باید در صحنه حاضر بود. بداند که در محیط پیرامونش چه می گذرد و موضع گیری به موقع داشته باشد. تجزیه و تحلیل داشته باشد به ویژه تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی. به خاطر همین نداشتن تجزیه و تحلیل سیاسی بود که امام حسن مجتبی(ع) تنها ماند و مجبور به صلح با معاویه شد. اگر یاران امام حسن(ع) تحلیل درست سیاسی داشتند مکر و فریب معاویه را درک می کردند و ضعیف النفس نمی شدند. نداشتن تحلیل سیاسی بود که باعث جدا شدن خوارج نهروان از صف امام علی(ع) شد. خوارج نهروان منافق نبودند اما ابزاری در دست منافقان شدند چون تحلیل نداشتند و ساده بودند. عابد و زاهد بودند اما در عین حال سبک مغز بودند و بصیرت نداشتند. این بسیار مهم است که همواره در میدان و دارای بصیرت، هوشمندی و مطالعه باشیم. امروز جهان صحنه جهاد بین المللی است. صحنه حضور بین المللی مکتب اهل بیت است. در چنین صحنه ای ما نباید منزوی و گوشه نشین باشیم. فقط به فکر این نباشیم که رسائل و مکاسب و کفایه را با چند حاشیه آن عمیقا بفهمیم اما از جهان پیرامون خود هیچ خبری نداشته باشیم.
4 – حفظ و نگهداری اصالت ها. در صحنه حضور بین المللی ما باید اصالت های خود را حفظ نماییم. نباید دچار التقاط، انحراف، وازدگی و تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن نشویم. اصالت و عمق دینی خود را در باره مکتب اهل بیت باید حفظ کنیم.
5 – عدم اعتماد به دشمنان. آمریکا و اسرائیل و نوکرهای آنان خیر ملت ها را نمی خواهند. اینها به دنبال فریب ملت ها، ربودن ثروت ملت ها و هیمنه و سلطه بر ملت ها را می خواهند. نهضت های اسلامی باید به هوش باشند تا فریب دشمنان اسلام را نخورند. قرآن می فرماید «ومن یتولهم منکم فانه منهم»
6 – به رسمیت شناختن تفاوت ها. ما نمی توانیم همه را مثل خود بگردانیم. ما باید توجه داشته باشیم که در عصری زندگی می کنیم که یک دشمن مشترک به نام آمریکا و صهیونیزم داریم. برای مقابله با آنها تفرقه و تعصب مذهبی و قومیتی و محلی و اقلیمی سم مهلکی است برای پیشبرد اسلام. ما به جای این که شیعه و سنی سر دهیم باید بگوییم اسلام و متوجه دشمنان اسلام باشیم. از اختلاف شیعه و سنی فقط آمریکا و صهیونیزم سود می برند. پس اول باید اختلافات شیعه و سنی کنترل شود. دوم هم به راهکار تقریب بیندیشیم که باعث تقویت در مقابل دشمن می شود. اگر به مکتب اهل بیت(ع) مراجعه نماییم می بینیم که وحدت اسلامی یک وظیفه فقهی است. اهل بیت(ع) تفاوت ها را پذیرفته اند اما در چارچوب اهداف اسلامی و عزت اسلام. تکفیری ها و متعصبین در واقع به عنوان ابزار دست دشمنان اسلام دارند عمل می کنند. ما نباید با اینها در بیفتیم. خویشتن داری مرجعیت دینی در عراق به زعامت آیت الله العظمی سیستانی و کنترل اختلاف سنی – شیعی یکی از راهکاری مهمی بود که دولت مقتدری را در عراق سرکار آورد و نهایتا منجر به پایان اشغال عراق شد. اگرچه آمریکایی ها می خواستند توسط بعثی ها کودتایی به راه بیندازند که این توطئه آنها نیز شکست خورد.
7 – نظام سازی بر خلاف ایده های لیبرالیسم و ناسیونالیسم. امروز توده های کشورهای اسلامی خواهان اسلام هستند و الله اکبر سرمی دهند. اما نخبگان جهان اسلام چند دسته هستند: یک دسته آنها تفکر لیبرالی دارند، دسته دوم تفکر ناسیونالیسم و دسته سوم اسلامگرا هستند. اسلامگراها نیز چند شکل هستند: یکی متمایل به آمریکا است، شکل دیگر مقاوم در برابر آمریکا است. شکل سوم نخبگانی هستند که متشکل نشده اند اما تأثیر گذارند. نخبگان و خواص جهان اسلام هیچ راهی ندارند جز این که از ملت ها پیروی کنند. ملت ها از طریق رأی، نظرشان را بر این خواص تحمیل خواهند کرد. مانند اتفاقی که در تونس افتاد در انتخابات مجلس مؤسسان. انتخابات را به گونه ای طراحی کرده بودند که هیچ حزبی اکثریت را به دست نیاورد و در نهایت لیبرالها مشارکت کنند اما حزب النهضه به زعامت آقای غنوشی در کنار احزاب دیگر اسلامی اکثریت را به دست آوردند. چون مردم اسلام را می خواهند. ما باید کاری بکنیم که الگوی شایسته حکومتی در زمینه ملت سازی و دولت سازی را به نهضت های اسلامی معرفی نماییم. این الگوی شایسته ای که هم با مدل سنی و هم با مدل شیعی بسازد و آن مشترکات را حفظ کند الگوی مردم سالاری اسلامی است. شکل آن با رأی اکثریت و محتوای آن ارزشهای اسلامی است. این می تواند یک مدل حد اقلی را در کشورهای اسلامی محقق کند. هدف نهایی بیداری اسلامی ایجاد تمدن اسلامی جدید است بر پایه ایمان و عمل صالح. تمدن دو عنصر دارد: یک عنصر آن عمران و آبادی است. عنصر دومش فرهنگ و محتوی است. عمران و آبادی و پیشرفت، شکل تمدن است. اما عمق تمدن، فکر و اندیشه و ارزشهاست. تمدن اسلامی باید فکر و اندیشه و ارزشها را عمق ببخشد تا بتواند تمدن انسانی را محقق نماید. تمدن اسلامی روح تمدن انسانی است.
8 – آزادی فلسطین به عنوان یک هدف بزرگ، آرمان مشترک جهان اسلام است.
9 – به صحنه کشاندن جوانان مسلمان. ما باید مخاطبان خود در کشورهای اسلامی را از میان جوانان برگزینیم.
به طور خلاصه راهبردهای حضرت امام خامنهای در بیداری اسلامی یکی نظام مردم سالاری دینی و دیگر دوری از تحجر و تعصب است.
چنان که عرض شد بیداری اسلامی امروزه تبدیل شده است به یک بلوک قدرت در مقابل لیبرال دموکراسی. لیبرال دموکراسی که هر روز شکستی را بعد از شکستی تجربه می کند. همین جنبش وال استریت یعنی در واقع آغاز پایان لیبرال دموکراسی است. این را ما نمی گوییم خود آنها گفته اند. شما با فوکویاما آشنا هستید او یک آمریکایی ژاپنی الاصل است و جزو 61 آمریکایی است که بیانیه جنگ علیه عراق را تحت عنوان صدور ارزشهای آمریکایی صادر کردند. فوکویاما، هانگتینگتون و این تیپ شخصیت ها که مدعی لیبرالیسم هستند می گویند ما چاره ای نداریم به جز این که از طریق جنگ، ارزشهای آمریکایی را جهانی کنیم. فوکویاما کتابی دارد به نام پایان تاریخ. وی که رشته اش اقتصاد سیاسی است در این کتاب ادعا کرده که تاریخ در حال تمام شدن است و نظریه لیبرال دموکراسی آخرین نظریه است که بعد از آن هیچ نظریه دیگری نخواهد آمد. هر کس می خواهد به جایی برسد باید لیبرال شود. 25 سال پیش متکبرانه و مغرورانه این را می گفت. در این بحث رکود اقتصادی که در اروپا و آمریکا اتفاق افتاده بود قبل از سرکار آمدن اوباما، فوکویاما در یک سخنرانی تحلیل می کرد که علت فروپاشی اقتصاد، اقتصاد نیست بلکه لیبرال دموکراسی به خطر افتاده است. من نگران این هستم که پشت سر نظام سرمایه داری، لیبرال دموکراسی است که دارد سقوط می کند. در آنجا راه حل ارائه می کند چه کار کنیم لیبرال دموکراسی سقوط نکند. یکی از راه حل هایش این است که اوباما رئیس جمهور شود به عنوان یک سیاه چرده با شعار تغییر. معادلات را عوض بکنیم تا لیبرال دموکراسی زنده بماند. ما باید به آقای فوکویاما بگوییم که لیبرال دموکراسی نظام مرده ای است که تشییع جنازه اش کمی وقت می خواهد! هنوز شما باور نکرده اید که لیبرال دموکراسی از بین رفته است؟ این جنبش وال استریت نظام سرمایه داری را هدف نگرفته بلکه بنیادهای نظام سرمایه داری را هدف گرفته است یعنی لیبرال دموکراسی. سخن دیگر در این زمینه که قبلا هم آن را گفته اند علت سقوط لیبرال دموکراسی گردش غلط قدرت و ثروت است. آقایی است به نام لستر تاو که مشاور اقتصادی کلینتون بوده است. وی کتابی نوشته بود در آن زمان به نام آینده نظام سرمایه داری و گفته که گیر نظام سرمایه داری این است که بازار و انتخابات رابطه تنگاتنگی با هم دارند. بازار، انتخابات را روی کار می آورد، نماینده به رشد سرمایه کمک می کند گردش سرمایه و قدرت باعث نابودی دموکراسی می شود این دموکراسی، دموکراسی سرمایه سالار و آنجا پیشبینی می کند که نظام سرمایه داری رو به افول است، آقای «لستر تارو –Lester Thurow » کتابش به فارسی هم ترجمه شده است «آینده نظام سرمایه داری» در زمان کلینتون بنابراین، این که من می گویم افسانه نیست که نظام لیبرال دموکراسی دارد شکست می خورد، آلترناتیو نظام های که اندیشه جانشینی داشته باشد اسلام ناب محمدی و مکتب اهل بیت، این که مقام معظم رهبری می فرماید در ارتحال امام می فرماید عصر، عصر امام است و عصر امام آغاز شده است، این حرف کاملا مهم و مبنایی است، من در پایان سخن «که خیلی طول کشید» به بخشی از ابعاد شخصیتی و سلوک حکومتی ایشان می توانم اشاره کنم و در پایان به چند تا نکته اخلاقی:
1- عدم سازش با شرق و غرب و قدرت های استکبار از جمله آمریکا که در این زمینه من خیلی داستان دارد، داستانهای میدانی که می گفتند ما باید با آمریکا بسازیم و رهبری می گفتند که هر راهی که به آمریکا ختم شود این را بن بست است و شما به راه های دیگر فکر کنید «این داستان حالا نیست داستان بیست سال پیش است» و این اسنادش در شورای عالی امنیت ملی است و همین تور تا این اواخر در این زمینه به جمله امام نگاه کنید «امام می فرمود قدرت حقیقی قدرت خداوند است و تمام قدرت های دنیا پوشالی است و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند، حضرت امام خامنهای به این جمله امام از عمق جان معتقد است؛ که قدرت حقیقی قدرت خداوند است.
2- اهتمام به تعبد و عمل فردی این گونه نیست که سیاست مداری و تفکر جهانی دور از عبادات فردی غافل کند «سال گذشته در همین ایام که در قم در محضر ایشان بودیم نماز ظهر و نماز عشاء را به ایشان اقتداء می کردیم، صبح تا ظهر بحث ها و جلسات مختلف و بعد از نماز ادامه داشت تا مغرب و عشاء، معمولا انسان که مشغول می شود و فکرش درگیر می شود قاعدتا در نماز آن گونه که باید و شاید توجه نداشته باشد، یکی از موارد عدم ظهور قلب اشتغالات ذهن است، اما این مرد الهی، ما نماز های که پشت سرش خواندیم تا هنوز حلاوت و لذت معنوی اش باقی مانده است، خضوع، خشوع، سجده های طولانی، انقطاع، انگار ایشان آن فرد یک ساعت پیش نیست و این اهتمام به تعبد نماز شب تهجد نوافل ذکر، این ها یکی از ویژگی های مهمی است، ارتباط با ائمه، زیارت امام رضا و توسل به امام زمان، که با این توسلات و ارتباطات چه گشایش های معنوی که اتفاق افتاده است، من بعضی از آن گشایش های معنوی را از زبان آقای سید حسن نصر الله شنیدم و یک جاهای نقل کردم، که سید حسن نصر الله به مناسبت می فرمودند چیزهای که در کنفرانس اجتهاد گفتم متناسب با آن جلسه بود و گوشه های از عظمت از عظمت حضرت امام خامنهای است و این مسایل را نمی شود گفت.
3- اهمیت دادن به توانای ملتها؛ رهبری توانای ملت ها را قبول دارد و امام هم توانای ملت ها را قبول داشت، و معتقد به ملت ها است می دانید در این بحث بیداری اسلامی با تمام وجود به میدان آمده است، امروز بیداری اسلامی مسئله درجه یک ایران اسلامی و کشور های اسلامی است باید مسئله درجه یک حوزه های علمیه و روحانیت به ویژه طلاب و فضلای کشورهای اسلامی باید باشد و در مورد آن فکر کنیم.
4- اسرار بر ایجاد رابطه دوستانه با ملت ها و نخبگان ملت ها در عرصه بیداری اسلامی
5- اسرار بر وحدت مسلمین.
6- اسرار بر شکستن حصار و تحجّر در فهم اسلامی و التزام عملی به آموزه های اسلام ناب محمدی و مکتب اهل بیت.
7- محور دانستن نجات محرومین و عدالت اجتماع، عدالت اجتماعی هم یک ارزش بزرگی است.
8- توجه ویژه و مبارزه با رژیم اشغالگر قدس.
9- توجه و انسجام، انسجام برادری اسلامی در بین مؤمنین.
10- ارتباط با مردم و حفظ مردمی بودن نظام مقدس اسلامی، این ظرفیت عظیم مردمی که نشانه پیوند امامت و امت و مردم بود که مردم را در کرمانشاه به صحنه آورد همین پیوند و ارتباط در جای جای ایران اسلامی است و من معتقدم اگر ظرفیت فراهم شود در جای جای امت اسلامی قابل تحقق است و ما نمونه هایش را دیدیم مثل استقبال میلیونی حضرت امام خامنهای در زمان ریاست جمهوری ایشان که به پاکستان رفته بودند.
1 – حسن ظن به وعده های الهی و حق بودن آنها. حضرت امام خمینی(ره) معتقد بود، حضرت امام خامنهای(مدظلهالعالی) معتقد است «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم». اگر بخواهیم شخصیت این دو بزرگوار را در یک کلمه بیان کنیم باید بگوییم شخصیت ایمانی، گنج نفیس معنوی، پرتوی از نور الاهی و معارف ائمه(ع) و دارا بودن اخلاص. اگر ما به این امر باور داشته باشیم می توانیم تحمل ایجاد کنیم. خدا رحمت کند حضرت امام خمینی(ره) را، ایشان در تاریخ 9/1367 یعنی چند ماه قبل از ارتحالشان پیامی صادر فرمودند برای بسیجیان طلبه و دانشجو. در این پیام فرمودند من خطابم به بیسجیان جهان است که بسجیان جهان برای فرج حکومت جهانی اسلام باشند. بعد برای این که کسی تعجب نکند گفتند و این شدنی است و اتفاق خواهد افتاد. ایشان توصیه کردند که هسته های مقاومت حزب الله باید در سرتاسر جهان تشکیل بشود. هسته های حزب الله، هسته های نظامی نیست هسته های ایمانی است حلقه های فکری است حلقه های قرآنی است حقله های معرفتی است حلقه های اخلاقی است و اینها به جنب و جوش آمده اند.
2 – تحمل زحمات در این مسیر و مجاهدت. اگر کسی راحت طلب باشد نمی تواند سرباز اسلام شود. آهسته برود و آهسته بیاید و شخصیت منفعل پیدا کند اسیر آمریکایی ها می شود. روحش اسیر می شود. اسلام با جهاد پیش رفت و جهاد می طلبد که انسان زحماتی را به جان بخرد.
3 – همواره در میدان بودن. یعنی همیشه باید در صحنه حاضر بود. بداند که در محیط پیرامونش چه می گذرد و موضع گیری به موقع داشته باشد. تجزیه و تحلیل داشته باشد به ویژه تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی. به خاطر همین نداشتن تجزیه و تحلیل سیاسی بود که امام حسن مجتبی(ع) تنها ماند و مجبور به صلح با معاویه شد. اگر یاران امام حسن(ع) تحلیل درست سیاسی داشتند مکر و فریب معاویه را درک می کردند و ضعیف النفس نمی شدند. نداشتن تحلیل سیاسی بود که باعث جدا شدن خوارج نهروان از صف امام علی(ع) شد. خوارج نهروان منافق نبودند اما ابزاری در دست منافقان شدند چون تحلیل نداشتند و ساده بودند. عابد و زاهد بودند اما در عین حال سبک مغز بودند و بصیرت نداشتند. این بسیار مهم است که همواره در میدان و دارای بصیرت، هوشمندی و مطالعه باشیم. امروز جهان صحنه جهاد بین المللی است. صحنه حضور بین المللی مکتب اهل بیت است. در چنین صحنه ای ما نباید منزوی و گوشه نشین باشیم. فقط به فکر این نباشیم که رسائل و مکاسب و کفایه را با چند حاشیه آن عمیقا بفهمیم اما از جهان پیرامون خود هیچ خبری نداشته باشیم.
4 – حفظ و نگهداری اصالت ها. در صحنه حضور بین المللی ما باید اصالت های خود را حفظ نماییم. نباید دچار التقاط، انحراف، وازدگی و تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن نشویم. اصالت و عمق دینی خود را در باره مکتب اهل بیت باید حفظ کنیم.
5 – عدم اعتماد به دشمنان. آمریکا و اسرائیل و نوکرهای آنان خیر ملت ها را نمی خواهند. اینها به دنبال فریب ملت ها، ربودن ثروت ملت ها و هیمنه و سلطه بر ملت ها را می خواهند. نهضت های اسلامی باید به هوش باشند تا فریب دشمنان اسلام را نخورند. قرآن می فرماید «ومن یتولهم منکم فانه منهم»
6 – به رسمیت شناختن تفاوت ها. ما نمی توانیم همه را مثل خود بگردانیم. ما باید توجه داشته باشیم که در عصری زندگی می کنیم که یک دشمن مشترک به نام آمریکا و صهیونیزم داریم. برای مقابله با آنها تفرقه و تعصب مذهبی و قومیتی و محلی و اقلیمی سم مهلکی است برای پیشبرد اسلام. ما به جای این که شیعه و سنی سر دهیم باید بگوییم اسلام و متوجه دشمنان اسلام باشیم. از اختلاف شیعه و سنی فقط آمریکا و صهیونیزم سود می برند. پس اول باید اختلافات شیعه و سنی کنترل شود. دوم هم به راهکار تقریب بیندیشیم که باعث تقویت در مقابل دشمن می شود. اگر به مکتب اهل بیت(ع) مراجعه نماییم می بینیم که وحدت اسلامی یک وظیفه فقهی است. اهل بیت(ع) تفاوت ها را پذیرفته اند اما در چارچوب اهداف اسلامی و عزت اسلام. تکفیری ها و متعصبین در واقع به عنوان ابزار دست دشمنان اسلام دارند عمل می کنند. ما نباید با اینها در بیفتیم. خویشتن داری مرجعیت دینی در عراق به زعامت آیت الله العظمی سیستانی و کنترل اختلاف سنی – شیعی یکی از راهکاری مهمی بود که دولت مقتدری را در عراق سرکار آورد و نهایتا منجر به پایان اشغال عراق شد. اگرچه آمریکایی ها می خواستند توسط بعثی ها کودتایی به راه بیندازند که این توطئه آنها نیز شکست خورد.
7 – نظام سازی بر خلاف ایده های لیبرالیسم و ناسیونالیسم. امروز توده های کشورهای اسلامی خواهان اسلام هستند و الله اکبر سرمی دهند. اما نخبگان جهان اسلام چند دسته هستند: یک دسته آنها تفکر لیبرالی دارند، دسته دوم تفکر ناسیونالیسم و دسته سوم اسلامگرا هستند. اسلامگراها نیز چند شکل هستند: یکی متمایل به آمریکا است، شکل دیگر مقاوم در برابر آمریکا است. شکل سوم نخبگانی هستند که متشکل نشده اند اما تأثیر گذارند. نخبگان و خواص جهان اسلام هیچ راهی ندارند جز این که از ملت ها پیروی کنند. ملت ها از طریق رأی، نظرشان را بر این خواص تحمیل خواهند کرد. مانند اتفاقی که در تونس افتاد در انتخابات مجلس مؤسسان. انتخابات را به گونه ای طراحی کرده بودند که هیچ حزبی اکثریت را به دست نیاورد و در نهایت لیبرالها مشارکت کنند اما حزب النهضه به زعامت آقای غنوشی در کنار احزاب دیگر اسلامی اکثریت را به دست آوردند. چون مردم اسلام را می خواهند. ما باید کاری بکنیم که الگوی شایسته حکومتی در زمینه ملت سازی و دولت سازی را به نهضت های اسلامی معرفی نماییم. این الگوی شایسته ای که هم با مدل سنی و هم با مدل شیعی بسازد و آن مشترکات را حفظ کند الگوی مردم سالاری اسلامی است. شکل آن با رأی اکثریت و محتوای آن ارزشهای اسلامی است. این می تواند یک مدل حد اقلی را در کشورهای اسلامی محقق کند. هدف نهایی بیداری اسلامی ایجاد تمدن اسلامی جدید است بر پایه ایمان و عمل صالح. تمدن دو عنصر دارد: یک عنصر آن عمران و آبادی است. عنصر دومش فرهنگ و محتوی است. عمران و آبادی و پیشرفت، شکل تمدن است. اما عمق تمدن، فکر و اندیشه و ارزشهاست. تمدن اسلامی باید فکر و اندیشه و ارزشها را عمق ببخشد تا بتواند تمدن انسانی را محقق نماید. تمدن اسلامی روح تمدن انسانی است.
8 – آزادی فلسطین به عنوان یک هدف بزرگ، آرمان مشترک جهان اسلام است.
9 – به صحنه کشاندن جوانان مسلمان. ما باید مخاطبان خود در کشورهای اسلامی را از میان جوانان برگزینیم.
به طور خلاصه راهبردهای حضرت امام خامنهای در بیداری اسلامی یکی نظام مردم سالاری دینی و دیگر دوری از تحجر و تعصب است.
چنان که عرض شد بیداری اسلامی امروزه تبدیل شده است به یک بلوک قدرت در مقابل لیبرال دموکراسی. لیبرال دموکراسی که هر روز شکستی را بعد از شکستی تجربه می کند. همین جنبش وال استریت یعنی در واقع آغاز پایان لیبرال دموکراسی است. این را ما نمی گوییم خود آنها گفته اند. شما با فوکویاما آشنا هستید او یک آمریکایی ژاپنی الاصل است و جزو 61 آمریکایی است که بیانیه جنگ علیه عراق را تحت عنوان صدور ارزشهای آمریکایی صادر کردند. فوکویاما، هانگتینگتون و این تیپ شخصیت ها که مدعی لیبرالیسم هستند می گویند ما چاره ای نداریم به جز این که از طریق جنگ، ارزشهای آمریکایی را جهانی کنیم. فوکویاما کتابی دارد به نام پایان تاریخ. وی که رشته اش اقتصاد سیاسی است در این کتاب ادعا کرده که تاریخ در حال تمام شدن است و نظریه لیبرال دموکراسی آخرین نظریه است که بعد از آن هیچ نظریه دیگری نخواهد آمد. هر کس می خواهد به جایی برسد باید لیبرال شود. 25 سال پیش متکبرانه و مغرورانه این را می گفت. در این بحث رکود اقتصادی که در اروپا و آمریکا اتفاق افتاده بود قبل از سرکار آمدن اوباما، فوکویاما در یک سخنرانی تحلیل می کرد که علت فروپاشی اقتصاد، اقتصاد نیست بلکه لیبرال دموکراسی به خطر افتاده است. من نگران این هستم که پشت سر نظام سرمایه داری، لیبرال دموکراسی است که دارد سقوط می کند. در آنجا راه حل ارائه می کند چه کار کنیم لیبرال دموکراسی سقوط نکند. یکی از راه حل هایش این است که اوباما رئیس جمهور شود به عنوان یک سیاه چرده با شعار تغییر. معادلات را عوض بکنیم تا لیبرال دموکراسی زنده بماند. ما باید به آقای فوکویاما بگوییم که لیبرال دموکراسی نظام مرده ای است که تشییع جنازه اش کمی وقت می خواهد! هنوز شما باور نکرده اید که لیبرال دموکراسی از بین رفته است؟ این جنبش وال استریت نظام سرمایه داری را هدف نگرفته بلکه بنیادهای نظام سرمایه داری را هدف گرفته است یعنی لیبرال دموکراسی. سخن دیگر در این زمینه که قبلا هم آن را گفته اند علت سقوط لیبرال دموکراسی گردش غلط قدرت و ثروت است. آقایی است به نام لستر تاو که مشاور اقتصادی کلینتون بوده است. وی کتابی نوشته بود در آن زمان به نام آینده نظام سرمایه داری و گفته که گیر نظام سرمایه داری این است که بازار و انتخابات رابطه تنگاتنگی با هم دارند. بازار، انتخابات را روی کار می آورد، نماینده به رشد سرمایه کمک می کند گردش سرمایه و قدرت باعث نابودی دموکراسی می شود این دموکراسی، دموکراسی سرمایه سالار و آنجا پیشبینی می کند که نظام سرمایه داری رو به افول است، آقای «لستر تارو –Lester Thurow » کتابش به فارسی هم ترجمه شده است «آینده نظام سرمایه داری» در زمان کلینتون بنابراین، این که من می گویم افسانه نیست که نظام لیبرال دموکراسی دارد شکست می خورد، آلترناتیو نظام های که اندیشه جانشینی داشته باشد اسلام ناب محمدی و مکتب اهل بیت، این که مقام معظم رهبری می فرماید در ارتحال امام می فرماید عصر، عصر امام است و عصر امام آغاز شده است، این حرف کاملا مهم و مبنایی است، من در پایان سخن «که خیلی طول کشید» به بخشی از ابعاد شخصیتی و سلوک حکومتی ایشان می توانم اشاره کنم و در پایان به چند تا نکته اخلاقی:
1- عدم سازش با شرق و غرب و قدرت های استکبار از جمله آمریکا که در این زمینه من خیلی داستان دارد، داستانهای میدانی که می گفتند ما باید با آمریکا بسازیم و رهبری می گفتند که هر راهی که به آمریکا ختم شود این را بن بست است و شما به راه های دیگر فکر کنید «این داستان حالا نیست داستان بیست سال پیش است» و این اسنادش در شورای عالی امنیت ملی است و همین تور تا این اواخر در این زمینه به جمله امام نگاه کنید «امام می فرمود قدرت حقیقی قدرت خداوند است و تمام قدرت های دنیا پوشالی است و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند، حضرت امام خامنهای به این جمله امام از عمق جان معتقد است؛ که قدرت حقیقی قدرت خداوند است.
2- اهتمام به تعبد و عمل فردی این گونه نیست که سیاست مداری و تفکر جهانی دور از عبادات فردی غافل کند «سال گذشته در همین ایام که در قم در محضر ایشان بودیم نماز ظهر و نماز عشاء را به ایشان اقتداء می کردیم، صبح تا ظهر بحث ها و جلسات مختلف و بعد از نماز ادامه داشت تا مغرب و عشاء، معمولا انسان که مشغول می شود و فکرش درگیر می شود قاعدتا در نماز آن گونه که باید و شاید توجه نداشته باشد، یکی از موارد عدم ظهور قلب اشتغالات ذهن است، اما این مرد الهی، ما نماز های که پشت سرش خواندیم تا هنوز حلاوت و لذت معنوی اش باقی مانده است، خضوع، خشوع، سجده های طولانی، انقطاع، انگار ایشان آن فرد یک ساعت پیش نیست و این اهتمام به تعبد نماز شب تهجد نوافل ذکر، این ها یکی از ویژگی های مهمی است، ارتباط با ائمه، زیارت امام رضا و توسل به امام زمان، که با این توسلات و ارتباطات چه گشایش های معنوی که اتفاق افتاده است، من بعضی از آن گشایش های معنوی را از زبان آقای سید حسن نصر الله شنیدم و یک جاهای نقل کردم، که سید حسن نصر الله به مناسبت می فرمودند چیزهای که در کنفرانس اجتهاد گفتم متناسب با آن جلسه بود و گوشه های از عظمت از عظمت حضرت امام خامنهای است و این مسایل را نمی شود گفت.
3- اهمیت دادن به توانای ملتها؛ رهبری توانای ملت ها را قبول دارد و امام هم توانای ملت ها را قبول داشت، و معتقد به ملت ها است می دانید در این بحث بیداری اسلامی با تمام وجود به میدان آمده است، امروز بیداری اسلامی مسئله درجه یک ایران اسلامی و کشور های اسلامی است باید مسئله درجه یک حوزه های علمیه و روحانیت به ویژه طلاب و فضلای کشورهای اسلامی باید باشد و در مورد آن فکر کنیم.
4- اسرار بر ایجاد رابطه دوستانه با ملت ها و نخبگان ملت ها در عرصه بیداری اسلامی
5- اسرار بر وحدت مسلمین.
6- اسرار بر شکستن حصار و تحجّر در فهم اسلامی و التزام عملی به آموزه های اسلام ناب محمدی و مکتب اهل بیت.
7- محور دانستن نجات محرومین و عدالت اجتماع، عدالت اجتماعی هم یک ارزش بزرگی است.
8- توجه ویژه و مبارزه با رژیم اشغالگر قدس.
9- توجه و انسجام، انسجام برادری اسلامی در بین مؤمنین.
10- ارتباط با مردم و حفظ مردمی بودن نظام مقدس اسلامی، این ظرفیت عظیم مردمی که نشانه پیوند امامت و امت و مردم بود که مردم را در کرمانشاه به صحنه آورد همین پیوند و ارتباط در جای جای ایران اسلامی است و من معتقدم اگر ظرفیت فراهم شود در جای جای امت اسلامی قابل تحقق است و ما نمونه هایش را دیدیم مثل استقبال میلیونی حضرت امام خامنهای در زمان ریاست جمهوری ایشان که به پاکستان رفته بودند.
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 16:47 توسط احساني
|