آثار و فوايد روزه (از منظر آيات و روايات)

آثار و فوايد روزه (از منظر آيات و روايات)

آثار و فوايد روزه از نظر قرآن

«يا ايّها الّذين آمنوا كُتب عليكم الصيام كما كتب علي الّذين من قبلكم لعلّكم تتّقون»1؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، روزه بر شما واجب شد كما اينكه (همچنان كه) بر كساني كه قبل از شما بودند واجب شده بود، شايد پرهيزكار شويد و تقوا پيشه كنيد.
اولين و بزرگ‌ترين فايده روزه تقوا است و آن، سودي است كه عايد خود شما مي‌شود و فايده داشتن تقوي، مطلبي است كه احدي در آن شك ندارد، چون هر انساني به فطرت خود اين معنا را درك مي‌كند، و اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود، و به مقام بلند كمال و روحانيت ارتقا يابد، اولين چيزي كه لازم است بدان ملتزم شود، اين است كه از افسار گسيختگي خود جلوگيري كند و بدون هيچ قيد و شرطي، سرگرم لذت‌هاي جسمي و شهوات بدني نباشد، و خود را بزرگ‌تر از آن بداند كه زندگي مادي را هدف بپندارد و سخن كوتاه آن كه از هر چيزي كه او را از پروردگار تبارك و تعالي مشغول سازد، بپرهيزد. اين تقوا تنها از راه روزه و خودداري از شهوات به دست مي‌آيد و نزديك‌ترين راه و مؤثرترين رژيم معنوي و عمومي‌ترين آن ـ به طوري كه همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره‌مند شوند و نيز هم اهل آخرت از آن رژيم سود ببرد و هم شكم‌بارگان اهل دنيا ـ عبارت است از شهوت. خودداري از شهوتي كه همه مردم در همه اعصار مبتلاي بدانند ‌و آن عبارت است از شهوت شكم از خوردن و آشاميدن و شهوت جنسي كه اگر مدتي از اين سه چيز پرهيز كنند و اين ورزش را تمرين كنند، به تدريج نيروي خويشتنداري از گناهان در آنان قوت مي‌گيرد و نيز به تدريج بر اراده خود مسلط مي‌شوند. آن‌وقت در برابر هر گناهي، عنان اختيار از كف نمي‌دهند و نيز در تقرب به خداي سبحان دچار سستي نمي‌شوند، چون پر واضح است كسي كه خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشيدن و عمل جنسي كه امري مباح است، اجابت مي‌كند، قهراً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرماني‌ها، شنواتر و مطيع‌تر خواهد بود. اين است معناي آن كه فرمود: «لعلّكم تتقون»2. ضمنا در آيات 187 سوره بقره، 92 سوره نساء و 89 و 95 سوره مائده و 35 سوره احزاب و 4 سوره مجادله خداوند از آثار روزه پذيرش توبه و پاداش نيك و... بشارت داده است.
آثار و فوايد روزه از نگاه روايات

از ديدگاه روايات، روزه‌داراي آثار و فضايل زيادي دارد. بعضي از آنها را مختصراً متذكر مي‌شويم:

1. روزه جسم و بدن را سالم نگه مي‌دارد.

قال رسول الله: صوموا تصحّوا3 حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: روزه بگيريد تا تندرست بمانيد (شويد). يكي از پزشكان روسي به نام الكسي سوفورين روزه طبي (يعني فرد 40 روز فقط آب بخورد) براي تجويز بيماري‌هاي صعب‌العلاج تجربه كرده و نتايج موفقيت‌‌آميزي از آن به دست آورده بود كه استدلال اين طبيب به شرح ذيل است: انواع بيماري‌ها از غذاهاي زايد و اضافي كه از معده مي‌گذرد و به تصرف بدن نمي‌رسد، سرچشمه مي‌گيرد. اين مواد غذايي اضافه، توليد عفونت‌هايي مي‌كند كه بهترين شرايط را براي نشو و نماي ميكروب‌ها و باكتري‌ها فراهم مي‌سازد. بنابراين، اساس درمان همه آنها نيز مصرف‌كردن و نابود ساختن آن مواد اضافي از طريق گرسنگي و امساك از غذاست. اين دو اصل همان است كه در عبارت كوتاه و پرمعني از يك حديث مشهور كه از پيغمبر اكرم (ص) نقل شده، صريحاً آمده است: «المعدةُ بيتُ كلّ داءٍ، و الحمئة رأس كل دواء؛ (بحارالانوار، ج 14) معده خانه تمام دردهاست و امساك بالاترين داروهاست. ولي در تعليمات اسلامي براي تأمين اين منظور دستور ساده و عملي راحتي داده شده و آن، روزه يك ماهه در هر سال است. مسلماً اگر كسي اين روزه ساده اسلامي را همه‌ساله به طور مرتب انجام دهد و هنگام افطار و سحر از افراط و زياده‌روي در غذا پرهيز كند، مواد زايد بدن او روي هم متراكم نمي‌شود تا نيازي به روزه طبي 40 روزه اين طبيب ـ كه در تمام مدت 40 روز بايد غذا را مطلقاً ترك گويد ـ پيدا كند. اين روزه اسلامي (به شرط رعايت اعتدال در غذاي افطار و سحر) خانه تكاني بسيار مفيدي براي بدن خواهد بود و بدن براي نياز فراوان به مواد غذايي در روز، ذخيره خود را تدريجاً مصرف كرده و نشاط تازه‌اي پيدا مي‌كند و همان نتايج كه از طريق روزه طبي با آن همه زحماتش تحصيل مي‌شود، به سادگي فراهم خواهد كرد.4

2. تعادل اقتصادي:

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: به راستي خداوند روزه را واجب كرده تا به وسيله او بين اغنيا و فقرا مساوات و برابري وجود آيد و اين براي آن است كه ثروتمنداني كه هرگز درد گرسنگي را احساس نكرده‌اند، به فقرا ترحم كنند. زيرا اغنيا هرگاه (خوردن و آشاميدني) اراده كردند (و هوس هر نوع مأكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است. پس خداوند تبارك و تعالي (روزه را واجب كرد) كه بين بندگانش از فقير و غني، برابري به وجود آورد و اينكه سرمايه‌داران مسلمان درد گرسنگي را لمس كنند تا بر ضعفاء رقّت آورند و بر گرسنگان عالم ترحم كنند.5

3. مهار شهوت جنسي (عفاف):

روزه يكي از راه‌هاي مهار طغيان شهوت جنسي است، بنابراين ميان عفت و روزه، رابطه مستقيم وجود دارد، پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: يا معشر الشباب ان استطاع منكم الباءَةُ ـ ‌فليتزوّجُ، فانّه اَغضُّ للبصَر و اَحصنُ للفرج و من لم يستَطِعْ فعلَيْه بالصوم: اي گروه جوانان! كسي كه از شما توانايي بر ازدواج داشته باشد، ازدواج كند، زيرا ازدواج سبب مي‌شود كه از نواميس مردم چشم فرو بندد و دامان خويش را از آلودگي به بي‌عفتي حفظ كند و كسي كه توانايي بر ازدواج ندارد، روزه بگيرد. 6
4. اخلاص:

عن فاطمه الزهراء: فرضَ الله الصيام تثبيتاً للاخلاص. 7 حضرت فاطمه (س) فرمود: خداوند روزه را به خاطر تثبيت اخلاص واجب فرموده است.

5. آرامش قلب:

قال الباقر: الصيام و الحج تسكين القلوب. 8 امام باقر (ع) فرمود: روزه و حجّ آرامش‌دهنده قلوب آدميان است.

6. ورود به بهشت:

قال رسول‌الله: انّ الجنّه باباً يدعي الدّيان لا يدخل منه الّا صائمون.9 رسول اكرم (ص) مي‌فرمايد: براي بهشت دري است به نام ريّان كه فقط روزه‌داران از آن در داخل مي‌شوند.

7. دعاي ملائك:

قال رسول‌الله: انّ الله وكّلَ ملائكة بالدّعاء للصّائمين.10 رسول اكرم (ص) مي‌فرمايد: خداوند ملائكه‌اي را مأمور كرده است تا به روزه‌داران دعا كنند.



8. استجابت دعا:

قال ابوالحسن: دعوةالصائم تستجاب عند افطاره. 11 امام رضا (ع) مي‌فرمايد: دعاي روزه‌دار هنگام افطار به اجابت مي‌رسد. از آثار ديگر روزه در روايات، مي‌توان به دور كردن شيطان از انسان و قبولي اعمال و شفاعتش نام برد كه در كتاب بحارالانوار، جلد 96 و كتاب علل الشرايع صدوق و خطبه شعبانيّه، بيان شده است.

مركز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي حوزه علميه قم، منابع زير را براي مطالعه و تحقيق بيشتر معرفي مي‌كند:

1. روزه از ديدگاه قرآن و عترت، سيدجعفر مير عظيمي، مؤسسه انتشارات رسالت.
2. آب‌درماني، با مقدمه آيت‌الله مكارم شيرازي، تأليف آلكسي سوفورين، ترجمه محمد جعفر امالي، ناشر دارالكتب الاسلاميه تهران، بازار سلطاني.
3. روزه، درمان بيماري‌هاي روح و جسم، سيدحسين موسوي راد لاهيجي، دفتر انتشارات اسلامي، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

پي‌نوشت‌ها:

1 . بقره/ 183.
2 . طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمه از مصباح يزدي، بنياد فكري علامه، 1367، ج 2، ص 9.
3 . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، المكتبه الاسلاميه، 1388 هـ ، ج 96، ص 255.
4 . الكسي سوفورين، ترجمه: محمد جعفر امالي، تهران، انتشارات دار الكتب الاسلاميه، 1375، ص 5.
5 . وسايل الشيعه، ج 7، ص 3.
6 . مكارم شيرازي، ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه الامام علي ابن ابيطالب، 1378، ج 2، ص 315.
7 . بحار الانوار، ج 96، ص 368.
8 . عظيمي، سيد جعفر، روزه از ديدگاه قرآن و عترت، مؤسسه انتشارات رسالت رمضان 1415 هـ .
9 . بحار الانوار، ج 96، ص 252.
10 . همان، ص 253.
11 . همان، ص 255.

گزيده‏اى سخنان حضرت زهرا (س)

قولها عليهاالسلام في وصف اللَّه جل‏جلاله

اِبْتَدَعَ الْاَشْياءَ لا مِنْ شَيْ‏ءٍ كانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَأَها بِلاَ احْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، كَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَها بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تَكْوينِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ في تَصْويرِها، اِلاَّ تَثْبيتاً لِحِكْمَتِهِ، وَ تَنْبيهاً عَلي طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ، وَ تَعَبُّداً لِبَرِيَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ.
قولها عليهاالسلام في وصف القرآن
بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللَّهِ المُنَوَّرَةُ، وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَ بَيِّناتُهُ الْجالِيَةُ، وَ بَراهينُهُ الْكافِيَةُ، وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ شَرائِعُهُ الْمَكْتُوبَةُ.

سخن آن حضرت در توصيف خداوند
موجودات را خلق نمود بدون آنكه از ماده‏اى موجود شود، و آنان را بدون هيچ مشابهى پديد آورد، با قدرتش آنها را خلق و با مشيتّش ايجاد نمود، بدون آنكه در ايجاد آن و پديد آوردنشان نيازى داشته، و در تصويرگرى آنها فائده‏اى برايش وجود داشته باشد، جز تثبيت حكمتش و آگاهى بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسائى راه عبوديّت، و گرامى‏داشت دعوتش.

سخن آن حضرت در توصيف قرآن
با قرآن حجتّهاى فروزان الهى، و واجبات تفسير شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهين روشن، و دلائل كافى، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشيده شده، و قوانين نوشته شده روشن مى‏شود.

قولها عليهاالسلام في وصف القرآن
اِسْتَخْلَفَ عَلَيْكُمْ كِتابَ اللَّهِ النَّاطِقَ، وَ الْقُرْانَ الصَّادِقَ، وَ النُّورَ السَّاطِعَ، وَ الضِّياءَ اللاَّمِعَ، بَيِّنَةً بَصائِرُهُ، مُنْكَشِفَةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِيَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبَطَةً بِهِ اَشْياعُهُ، قائِداً اِلَى الرِّضْوانِ اَتْباعَهُ، مُوَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اسْتِماعُهُ.
قولها عليهاالسلام في وصف القرآن
اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ اَحْكامُهُ زاهِرَةٌ، وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ، وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ. قولها عليهاالسلام في وصف أبيه صلى اللَّه عليه و آله
اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزيمَةً عَلي اِمْضاءِ حُكْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقاديرِ رَحْمَتِهِ.

سخن آن حضرت در توصيف قرآن
نزد شما كتاب گوياى خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاى نهاد، كه براهينش روشن و رازهايش آشكار، و ظواهرش نمايان، پيروانش مورد غبطه بوده، و آنان را بسوى بهشت رهنمون و شنيدن آن راه نجات است.

سخن آن حضرت در توصيف قرآن
امور آن نمايان، و احكامش شكوفا، و نشانه‏هايش روشن، و محرمّاتش آشكار، و اوامرش هويدا است.
سخن آن حضرت در توصيف پدرش
خداوند پيامبر را براى پايان بخشيدن فرمانش، و به پايان رسانيدن احكامش، و تثبيت رحمت بيكرانش مبعوث كرد.

قولها عليهاالسلام في وصف أبيه صلى اللَّه عليه و آله
بَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكينَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَكْظامِهِمْ، داعِياً اِلى سَبيلِ رَبِّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، يَجُفُّ الْاَصْنامَ، وَ يَنْكُثُ الْهامَّ.
قولها عليهاالسلام في فضل أبيه و بعله عليهماالسلام
اَبَوا هذِهِ الْاُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ، يُقيمانِ اِوَدَهُمْ، وَ يُنْقِذانِهِمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَليمِ اِنْ اَطاعُو هُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدَّائِمَ اِنْ وافَقُو هُما. قولها عليهاالسلام في فضل أبيه و بعله عليهاالسلام
اَرْضي اَبَوَىْ دينِكِ، مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً، بِسَخَطِ اَبَوَىْ نَسَبِكِ، وَ لا تَرْضى اَبَوَىْ نَسَبِكِ بِسَخَطِ اَبَوَىْ دينِكِ، فَاِنَّ

سخن آن حضرت در توصيف پدرش
رسالت خود را با انذاز ابلاغ كرد، و از روش مشركين دورى، با رؤساى آنان دشمنى و درگير با آنان بود، با حكمت و پند نيكو بسوى پروردگارش رهنمون شد، بتها را سرنگون و گردنهاى زورمندان را به خاك مذلّت انداخت.

سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش
پدران اين امت محمد و على عليهماالسلام هستند، اگر از آنان تبعيت كنند كژى‏هاى ايشان را برطرف، و آنان را از عذاب دردناك نجات مى‏دهد، و اگر پيروى ايشان را نمايند بهشت جاودان را ارزانى ايشان مى‏كند.

سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش
پدران دينيت- پيامبر و على عليهماالسلام- را با ناراحتى پدر نسبى‏ات خشنود ساز، ولى پدر نسبى‏ات را با ناراحتى آنان خشنود نكن، چرا كه پدر

اَبَوَىْ نَسَبِكِ اِنْ سَخَطَ اَرْضا هُما مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ عليهماالسلام بِثَوابِ جُزْءٍ مِنْ اَلْفِ اَلْفِ جُزْءٍ مِنْ ساعَةٍ مِنْ طاعاتِهِما، وَ اِنَّ اَبَوَىْ دينِكِ اِنْ سَخَطا لَمْ يَقْدِرْ اَبَوَىْ نَسَبِكِ اَنْ يُرْضِيا هُما، لِاَنَّ ثَوابَ طاعاتِ اَهْلِ الدُّنْيا كُلِّهِمْ لا يَفي بِسَخَطِهِما.
قولها عليهاالسلام في فضل زوجها
اِنَّ السَّعيدَ كُلَّ السَّعيدِ حَقَّ السَّعيدِ، مَنْ اَحَبَّ عَلِيّاً في حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.
قولها عليهاالسلام في كيفية خلقتها
اِنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ نُورى، وَ كانَ يُسَبِّحُ الَّلهَ جَلَّ جَلالُهُ، ثُمَّ اَوْدَعَهُ شَجَرَةً مِنْ شَجَرِ الْجَنَّةِ، فَاَضاءَتْ، فَلَمَّا دَخَلَ اَبي الْجَنَّةَ اَوْحَى الَّلهُ تَعالى اِلَيْهِ اِلْهاماً اَنْ اَقْتَطِفَ الثَّمَرَةَ مِنْ تِلْكَ الْشَّجَرَةِ وَ اَدِرْها في لَهَواتِكَ، فَفَعَلَ، فَاَوْدَعَنِي الّلهُ سُبْحانَهُ صُلْبَ اَبي، ثَمَّ اَوْدَعَني خَديجَهَ بِنْتَ

نسبى‏ات اگر ناراحت شود آنان او را با پاداش قسمتى از هزاران قسمت ساعتى از اطاعتشان خشنود مى‏سازند، و اگر پدران دينيت ناراحت شوند پدر نسبى‏ات قادر نيست كه ايشان را خرسند سازند، چرا كه پاداش طاعتهاى تمامى اهل دنيا با ناراحتى ايشان قابل مقايسه نيست.

سخن آن حضرت در فضيلت شوهرش
سعادت و رستگارى، همه سعادتها و رستگاريها، حقانيت و واقعّيت سعادت و رستگارى در كسى است كه على عليه‏السلام را در دوران زندگى و پس از شهادتش دوست داشته باشد.

سخن آن حضرت در كيفيت خلقتش
خداوند نورم را خلق فرمود، و آن تسبيح و تنزيه او را مى‏نمود، آنگاه آنرا در درختى از درختان بهشتى به وديعت نهاد، كه به سبب آن نور درخشان گرديد، هنگامى كه پدرم داخل بهشت شد، خداوند به او الهام كرد كه ميوه آن درخت رإ؛ ّّ بچيند و بخورد، پيامبر اين كار را انجام داد، خداوند نورم را در صلب پدرم به وديعت نهاد، آنگاه آنرا در رحم مادرم قرار داد، تا آنكه ايشان مرا به دنيا

خُوَيْلَدَ، فَوَضَعَتْني، وَ اَنَا مِنْ ذلِكَ النُّورِ، اَعْلَمُ ما كانَ وَ ما يَكُونُ وَ ما لَمْ يَكُنْ.
قولها عليهاالسلام في التعريف بأهل البيت
نَحْنُ وَسيلَتُهُ في خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ، وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ في غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِيائِهِ. قولها عليهاالسلام في وصف الشيعة
اِنْ كُنْتِ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناكِ، وَ تَنْتَهي عَمَّا زَجَرْناكِ عَنْهُ، فَاَنْتِ مِنْ شيعَتِنا، وَ اِلاَّ فَلا.
قولها عليهاالسلام في وصف الشيعة
اِنَّ شيعَتَنا مِنْ خِيارِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، كُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالي اَوْلِيائِنا وَ مُعادى اَعْدائِنا وَ الْمُسَلِّمِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا، لَيْسُوا

آوردند، و من از آن نور هستم، آنچه اتفاق افتاده، و آنچه اتفاق خواهد افتاد و آنچه نبوده است را مى‏دانم.
سخن آن حضرت در شناسائى اهل‏بيت
ما وسيله‏هاى الهى در ميان مخلوقاتش، و خواص او، و تنزيه‏كنندگانش، و حجت او و وارثان پيامبرانش مى‏باشيم.

سخن آن حضرت در توصيف شيعه
اگر به آنچه تو را بدان امر نموديم عمل كنى، و از آنچه نهى كرديم بازايستى، از شيعيان ما مى‏باشى، و در غير اينصورت از آنان شمرده نمى‏شوى.
سخن آن حضرت در توصيف شيعه
شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت مى‏باشند، دوستان ما و دوستداران دوستان ما، و دشمنان دشمنان ما و كسانى كه با قلب و زبان

من شيعَتِنا اِذا خالَفُوا اَوامِرَنا وَ نَواهينا في سائِرِ الْمُوْبِقاتِ، وَ هُمْ مَعَ ذلِكَ فِي الْجَنَّةِ، وَ لكِنْ بَعْدَ ما يَطَّهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلايا وَ الرَّزايا، اَوْ في عَرَصاتِ الْقِيامَةِ بِاَنْواعِ شَدائِدِها، اَوْ فِي الطَّبَقِ الْاَعْلي مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذابِها، اِلى اَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنا مِنْها، وَ نَنْقُلَهُمْ اِلى حَضْرَتِنا.
قولها عليهاالسلام فى فضل علماء الشيعة
حضرت امرأة عند الصديقة فاطمة الزهراء عليهاالسلام فقالت: ان لى والدة ضعيفة و قد لبس عليها في امر صلاتها شى‏ء، و قد بعثتنى اليك اسالك، فاجابتها فاطمة عليهاالسلام عن ذلك، ثم ثنّت فاجابت، ثم ثلّثت فاجابت، الى ان عشّرت فاجابت، ثم خجلت من الكثرة، فقالت: لا اشق عليك يا بنت رسول‏اللَّه، قالت فاطمة عليهاالسلام: هاتى و سلى عمّا بدا لك- الى ان قالت:- سمعت ابى‏رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه وآله يقول: ان علماء شيعتنا يحشرون، فيخلع عليهم من خلع الكرامات على قدر كثرة علومهم و جدّهم في ارشاد عباداللَّه، حتى يخلع على الواحد منهم الف الف خلعة من نور- الى ان قالت:

تسليم ما هستند از شيعيان ما شمرده نمى‏شوند، آنگاه كه با او امر ما مخالفت نموده و از نواهى ما اجتناب نكنند، و با اينهمه در بهشت مى‏باشند، وليكن بعد از آنكه با ناراحتى‏ها و گرفتاريها از گناهان پاك شوند، يا در موقفهاى قيامت با انواع دردها، يا در طبقه اول از جهنم قرار داده شوند و با عذابهاى الهى عقاب شوند، تا با محبت ما از آن نجات يابند و به حضور ما برسند.

سخن آن حضرت در فضيلت دانشمندان شيعه
زنى نزد آن حضرت آمده و گفت: مادر ناتوانى دارم كه بعضى از مسائل نماز براى او مورد سؤال قرار گرفته است و مرإ؛ ّّ نزد تو فرستاده تا سؤال نمايم، آن حضرت پاسخ او را داد، دوباره پرسيد پاسخ شنيد، مرحله سوم پرسيد باز پاسخ شنيد، تا ده سؤال مطرح كرد و باز پاسخ خود را دريافت، در اينجا از كثرت سؤال خجالت كشيد و گفت: اى دختر پيامبر دچار مشكل شدى، آن حضرت فرمود: سؤالاتت را مطرح كن- تا آنجا كه فرمود:
از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: دانشمندان شيعه در روز قيامت كه محشور مى‏شوند به اندازه كثرت علومشان و جدّيتشان در ارشاد بندگان خداوند خلعتهاى كرامت بر آنان مى‏پوشانند، تا آنجا كه بر بعضى از آنان ميليونها خلعت نور پوشانده مى‏شود- تا آنجا كه فرمود:

يا اَمَةَ اللَّهِ اِنَّ سِلْكاً مِنْ تِلْكَ الْخُلَعِ لَاَفْضَلُ ممَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ اَلْفَ اَلْفِ مَرَّةً وَ ما فَضُلَ فَاِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغيصِ وَ الْكَدِرِ.
قولها عليه‏السلام في محبتها لامة ابيها
روى انها لّما سمعت بان اباها زوّجها و جعل الدراهم مهراً لها سألت اباها أن يجعل مهرها الشفاعة في عصاة امته، نزل جبرئيل و معه بطاقة من حرير مكتوب فيها: جعل اللَّه مهر فاطمة الزهراء شفاعة المذنبين من امة ابيها، فلّما احتضرت اوصت بان توضع تلك البطاقة صدرها تحت الكفن فوضعت و قالت:
اِذا حَشَرْتُ يَوْمَ الْقِيامَةِ رَفَعْتُ تِلْكَ الْبِطاقَةَ بِيَدَىَّ وَ شَفَّعْتُ في عُصاةِ اُمَّةِ اَبي.
قولها عليهاالسلام في قاتل ولدها الحسين عليه‏السلام
قاتِلُ الْحُسَيْنِ فِى النَّارِ.

اى كنيز، رشته‏اى از آن خلعتها ميليونها بار برتر است از آنچه خورشيد بر آن تابيده است. سخن آن حضرت در محبّتش به امت پدرش روايت شده:
آنگاه كه شنيد پدرش او را تزويج كرده و مهرش را مبلغى پول قرار داده، از پدرش خواست كه مهرش را شفاعت گناهكاران امت او قرار دهد، آنگاه جبرئيل نازل شد و در دستش پارچه‏اى قرار داشت كه روى آن نوشته بود: خداوند مهر فاطمه را شفاعت گناهكاران امت پدرش قرار داده است، هنگامى كه آن حضرت به حال احتضار رسيده وصيت كرد كه آن پارچه را روى سينه و زير كفنش قرار دهند، و فرمود:
آنگاه كه محشور گرديدم اين پارچه را با دستم بلند كرده در مورد گناهكاران امت پدرم شفاعت مى‏نمايم.
سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش امام حسين عليه‏السلام
قاتل حسين عليه‏السلام در آتش دوزخ است.

قولها عليهاالسلام فيمن قتل ولدها عليه‏السلام
خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ اِبْنَ بِنْتِ نَبِيِّها.
قولها عليهاالسلام في فضل التسليم عليهم
عن يزيد بن عبدالملك النوفلي، عن ابيه، عن جده قال: دخلت على فاطمة بنت رسول‏اللَّه عليهماالسلام فبد أتني بالسلام، قال: و قالت: قال ابي، و هو ذا حى:من سلّم على و عليك ثلاثة ايام فله الجنة، قلت له: ذا في حياته و حياتك او بعد موته و موتك؟ قالت:
في حَياتِنا وَ بَعْدَ وَفاتِنا.
قولها عليهاالسلام فيما يحبّها
حُبِّبَ اِلَىَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللَّهِ، وَالنَّظَرُ في وَجْهِ رَسُولِ‏اللَّهِ، وَ الْاِنْفاقُ في سَبيلِ‏اللَّهِ. سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش عليه‏السلام

زيان‏كار است امتى كه پسر دختر پيامبرش را به شهادت مى‏رساند.
سخن آن حضرت در فضيلت درود فرستادن به ايشان
يزيد بن عبدالملك از پدرش، از جدش روايت مى‏كند، كه گفت: به خدمت آن حضرت رسيدم، ابتدا به سلام نمود، و فرمود: پدرم در زمان زنده بودن فرمود: هر كه بر من يا بر تو سه بار درود فرستد داخل بهشت مى‏شود، او گويد: به آن حضرت گفتم: اين مطلب در زمان زندگى پيامبر و شماست يا بعد از رحلت ايشان و شما؟ فرمود:
در زمان زندگى ما و بعد از رحلتمان از اين دنيا.
سخن آن حضرت در آنچه محبوب آن حضرت است

از دنياى شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره پيامبر، انفاق در راه خدا. قولها عليهاالسلام في فضائل بعض السور
قارِى‏ءُ «الْحَديدِ» وَ «اِذا وَقَعَتْ» وَ «سُورَةِ الرَّحْمنِ» يُدْعى في مَلَكُوتِ السَّماواتِ: ساكِنُ الْفِرْدَوْسِ.

سخن آن حضرت در فضيلت قرائت بعضى از سور قرآن
خواننده سوره حديد و واقعه و رحمان در ملكوت آسمانها ندا كرده مى‏شود: تو ساكن بهشت فردوس مى‏باشى.

ادامه نوشته

خطبه پيامبر «صلّي الله عليه و آله و سلم» در روز غدير

خطبه پيامبر «صلّي الله عليه و آله و سلم» در روز غدير



* رسول خدا (صلّي الله عليه و آله) روز غدير فرمان داد كه براي او سنگهايي را به شكل منبر نصب كنند، و بالاي آنها ايستاد و براي مردم خطبه ايراد فرمود، و بيش از پنجاه بار آنان را مخاطب قرار داد، و در مورد ولايت و تعيين حضرت علي (عليه السلام) به خلافت و جانشيني سفارش كرد، و اين موضوع را تامّ و كامل و با تاكيد بسيار، ابلاغ نمود؛ و اينك     برگزيده اي از سخنان گهربار آن گرامي:

1- فرمود: اي مردم، همانا خداوند او (علي عليه السلام) را سرپرست و پيشواي شما تعيين فرموده كه اطاعت او بر مهاجر و انصار و تابعان و نيكوكار آنان، و بر شهري و باديه نشين و بر عجم و عرب، و آزاد و برده و كوچك و بزرگ، و بر سپيد و سياه، و بر هر يكتاپرست واجب است؛ حكمش روان و گفتارش روا و فرمانش مطاع است، آنكه با او مخالفت ورزد ملعون و آنكه پيروي او كند مورد رحمت الهي است.

2- اي مردم، اين آخرين جايگاه است كه در آن مي ايستم، پس بشنويد و اطاعت كنيد و به فرمان پروردگارتان سرفرود آوريد، كه خداوند يكتا پروردگار و سرپرست شماست، و آنگاه پس از او محمد (صلّي الله عليه و آله) سرپرست شماست، و آنگاه بعد از من عليّ وليّ و سرپرست و امام و پيشواي شماست؛ آنگاه امامت تا روز رستخيز در نسل من از فرزندان اوست، حلالي جز آنچه خدا حلال كرده و حرامي جز آنچه خدا فرموده نيست.

3- اي مردم، هيچ علمي نيست جز آنكه خداوند آن را در من گرد آورده، و هر علمي كه به من آموخته شده من در عليّ گرد آورده ام.

4- اي مردم، نسبت به او (علي عليه السلام) گمراهي مورزيد، و از او دوري مجوئيد، و از ولايت او سرپيچي نكنيد.

5- اي مردم، او را برتري دهيد كه خداوند او را برتري بخشيده، و او را بپذيريد كه خداوند او را نصب و تعيين فرموده است.

6- اي مردم، همانا او امام و پيشوائي از سوي خداست، و خداوند هرگز كسي را كه ولايت او را انكار كند نمي بخشد و هرگز او را نمي آمرزد.

7- اي مردم، خداوند اين فضيلت و برتري را به من عطا فرموده و بر من منّت نهاده و به من احسان نموده است.

8- اي مردم، علي را برتر داريد و اكرام كنيد كه او پس از من از همه مردم چه مرد و چه زن برتر است؛ خداوند به بركت وجود ما رزق و روزي فرستاد و آفريدگان باقي ماندند و زيستند.

9- اي مردم، همانا او جَنب الله است (يعني ولايت او طاعت و بندگي خداست) كه خداوند در كتاب خويش نازل فرموده: «يا حسرتي علي ما فرّطت في جنب الله – آه و افسوس از آنچه در جنب خدا كوتاهي كردم».

10- اي مردم، در قرآن دقت و انديشه كنيد، و آيات آن را بفهميد، و به محكمات قرآن نظر كنيد و به دنبال متشابه آن نرويد كه به خدا سوگند جز همين (علي عليه السلام) كه من دست او را گرفته ام كسي نهي هاي آن را براي شما بيان نمي كند و معنا و تفسير آن را برايتان توضيح نمي دهد.

11- اي مردم، عليّ و پاكيزگان از نسل من «ثقل اصغر» - شيي گرانمايه و گرانبهاي كوچكتر – و قرآن «ثقل اكبر» - شيي گرانمايه و گرانبهاي بزرگتر – است، و هر يك از ديگري خبر مي دهد و موافق آن است تا آن هنگام كه در كنار بركه بهشت (حوض كوثر) نزد من آيند.

12- اي مردم، اين علي برادر و وصيّ و دارنده علم من، و خليفه و جانشين من در امّت من و در تفسير كتاب خداست؛ به فرمان خدا مي گويم: بار خدايا دوست بدار كسي را كه با او دوستي كند، و دشمني كن با كسي كه با او دشمني ورزد.

13- اي مردم، همانا خداي عزيز و جليل دينتان را با امامت او كامل ساخت، و كسي كه به او و جانشين او از فرزندان من اقتدا نكند و او و آنان را پيشواي خود نداند از كساني خواهد بود كه اعمالشان باطل و از درجه اعتبار ساقط شده است.

14- اي مردم، اين علي بيش از همه شما مرا ياري كرده و به من از همه شما سزاوارتر و نزديكتر است، و نزد خدا عزيزتر از همه شماست، و خداي عزيز و جليل و من از او راضي و خشنوديم.

15- اي مردم، او ياور دين خدا، و ستيزنده در دفاع از رسول خداست، و او پرهيزكار پاك، و هدايتگر هدايت يافته است؛ پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيّ و جانشينتان بهترين وصيّ و جانشين و فرزندان او بهترين اوصياء و جانشينانند.

16- اي مردم، فرزندان هر پيامبري از صُلب و پشت خود اوست و فرزندان من از صلب علي است.

17- اي مردم، همانا ابليس با حسد آدم را از بهشت بيرون راند، پس نسبت به او (علي عليه السلام) حسودي نكنيد كه اعمالتان باطل و هدر مي شود و گامهايتان مي لغزد.

18- اي مردم، به خدا و رسول او و نوري كه همراه او نازل شده ايمان آوريد پيش از آنكه چهره هايي را محو كنيم و به پشت سرشان برگردانيم1.

19- اي مردم، من شما را بيم مي دهم و برحذر مي دارم؛ من فرستاده خدا به سوي شمايم كه پيش از من پيامبراني گذشته اند، آيا اگر بميرم يا كشته شوم به (كفر و جاهليت) گذشته خويش برمي گرديد؟

20- اي مردم، بر خدا منّت منهيد كه مسلمان شده ايد كه بر شما خشم گيرد و عذابي از نزد خود بر شما فرود آورد كه همانا او در كمين (ستمگران) است.

21- اي مردم، پس از من پيشواياني خواهند بود كه به آتش دعوت مي كنند و روز قيامت ياري نمي شوند.

22- اي مردم، خداوند و من از آنان (پيشوايان باطل) بيزاريم.

23- اي مردم، آنان و شيعيان و پيروان و يارانشان در درك اسفل دوزخ خواهند بود.

24- اي مردم، من آنرا (امامت و خلافت را) به عنوان امانت و ميراثي در دنبال خويش تا روز قيامت باز مي گذارم، و همانا آنچه مامور تبليغ آن بودم رساندم، پس آنكه در اينجا حاضر است به آنكه غايب است و حضور ندارد برساند.

25- اي مردم، خداوند شما را بر همين حالي كه هستيد وانمي گذارد تا پليد از پاك مشخّص شود، و خداوند شما را بر غيب آگاه نمي سازد.

26- اي مردم، هيچ آبادي نيست مگر آنكه خداوند به جهت انكارش (نسبت به خدا و آيات و دستورات الهي) آن را نابود مي كند، و همچنين آباديهايي كه ستمگرند نابود مي فرمايد چنانكه خدا بيان فرموده است، و او امام و ولي شماست، و او وعده هاي الهي است و خداوند آنچه وعده دهد راست مي گويد و به آن وفا مي كند.

27- اي مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان گمراه شدند، و خداوند پيشينيان را نابود كرده و نابود كننده آيندگان است.

28- اي مردم، ميان دوزخ و بهشت تفاوت بسيار است، دشمن ما كسي است كه خداوند او را نكوهش و لعنت كرده، و دوست ما كسي است كه خداوند او را دوست داشته و ستوده است.

29- اي مردم، همانا من پيامبرم و عليّ وصي و جانشين من است، آگاه باشيد كه آخرين امامان حضرت مهدي قائم از ما است.

30- اي مردم، من برايتان توضيح دادم و به شما فهماندم، و پس از من اين عليّ به شما مي فهماند.

31- اي مردم، «حج» و «صفا» و «مروه» و «عمره» از مراسم الهي است، و هركس حج خانه خدا گزارد يا عمره بجا آورد اشكالي ندارد كه به آن دو طواف نمايد.

32- اي مردم، حج خانه خدا بجا آوريد كه هيچ خانداني به آن وارد نشدند جز آنكه دار او بي نياز گرديدند، و از آمدن به حج رونگرداندند مگر آنكه فقير و بي چيز شدند.

33- اي مردم، هيچ مومني در موقف (عرفات) توقف نكرد مگر آنكه خداوند گناه گذشته او را تا آن هنگام آمرزيد و چون حجّش پايان يافت عملش را از نو آغاز كرد.

34- اي مردم، حاجيان ياري مي شوند و عوض مخارجي كه مي كنند به آنان داده مي شود، و خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمي كند.

35- اي مردم، با دين درست و فهم و دانائي حج خانه خدا را بجا آوريد، و از اماكن مقدّس حج با توبه و بازداري خود از گناهان (يا: بركندن محبّت دنيا از دل) بازنگرديد.

36- اي مردم، نماز بپا داريد و زكات بپردازيد همانطور كه خداوند به شما فرمان داده است، و اگر مدّت بر شما طولاني شود و كوتاهي كنيد يا فراموش نمائيد پس «عليّ» سرپرست شما و بيانگر براي شماست.

37- اي مردم، و هر حلالي كه شما را به آن راهنمائي كرده ام و هر حرامي كه شما را از آن نهي نموده ام، من از آن برنگشته و عوض نكرده ام (و همچنان به قوّت خود باقي است)، و آگاه باشيد كه سرآمد امر به معروف آن است كه به گفتار من برسيد و آن را به كسي كه حضور نداشته ابلاغ كنيد و او را به پذيرش آن فرمان دهيد و از مخالفت آن نهي نمائيد.

38- اي مردم، قرآن شما را آگاه مي سازد كه امامان پس از او (علي عليه السلام) فرزندان اويند، و من شما را آگاه كردم كه آنان از من و از اويند، آنجا كه خداوند مي فرمايد: «وجعلها كلمه باقيه في عقبه2 – و آن را كلمه اي پايدار در نسل او قرار داد»، و گفتم اگر به آن دو (قرآن و عترت) تمسّك جوئيد هرگز گمراه نخواهيد شد.

39- اي مردم، تقوي، تقوي، از قيامت حذر كنيد همانطور كه خدا مي فرمايد: «انّ زلزله الساعه شيي عظيم3 – همانا زلزله قيامت چيزي بزرگ و هولناك است».

40- اي مردم، نفرات شما بيشتر از آن است كه بتوانيد يكباره و همراه هم به من دستِ بيعت دهيد، و خداوند به من فرمان داده كه از زبان هاي شما براي آنچه از حكومت و فرماندهي مومنان براي علي و اماماني كه از من و اويند و بعد از او مي آيند قرار دادم، اقرار بگيرم؛ پس همه با هم بگوييد: ما شنيديم و اطاعت مي كنيم.

41- اي مردم، چه مي گوئيد؟ پس همانا خداوند هر صدائي و پنهان هر نفسي را مي داند، هركس هدايت پذيرد به سود خودش و هركس گمراهي گزيند به زيان خودش خواهد بود، و هركس بيعت كند با خدا بيعت كرده است كه «يدالله فوق ايديهم4 – دست خدا بالاي دست ايشان است».

42- اي مردم، از خدا بپرهيزيد و با علي و حسن و حسين و امامان بيعت كنيد.

43- اي مردم، آنچه به شما گفتم بگوئيد، و بر علي به عنوان امير المومنين سلام كنيد، و بگوئيد شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا آمرزش ترا مي خواهيم و بازگشت به سوي توست، و بگوييد ستايش خداي را كه ما را به اين موضوع هدايت فرمود و اگر خدا هدايتمان نمي كرد هدايت نمي شديم و راه نمي يافتيم.

44- اي مردم، همانا فضائل علي بن ابيطالب نزد خداوند كه در قرآن بر من نازل فرموده بيشتر از آن است كه در يك مكان برشمرم.

45- اي مردم، هركس از خدا و رسول او و عليّ و اماماني كه آگاهي يافتند اطاعت نمايد به رستگاري بزرگي نائل شده است.

46- اي مردم، پيشگامان در بيعت او و دوستداري او و سلام كردن به او به عنوان امير المومنين، رستگاران در بهشتهاي پر نعمتند.

47- اي مردم، گفتاري كه خداوند به جهت آن از شما راضي و خشنود شود بگوئيد، و اگر شما و همه اهل زمين كافر شويد هرگز به خداوند هيچ زياني نمي رساند. بار خدايا مردان و زنان با ايمان را بيامرز و بر كافران غضب كن، و ستايش خدا را كه پروردگار جهانيان است.

آنگاه همه خطاب به پيامبر ندا دادند: آري شنيديم و به فرمان خدا و فرمان رسول او با دلها و زبانها و دستهامان اطاعت  مي كنيم.

سپس بر رسول خدا و بر علي هجوم آورده و انبوه شدند و دست به دست آنان زدند و بيعت كردند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- اشاره به قسمتهايي از آيات: 157 سوره اعراف «فالذين آمنوا به وعزروه و نصروه و اتبعوا النّور الذي انزل معه… » و 8 سوره تغابن «فآمنوا بالله و رسوله و النّور الذي انزلنا» و 47 نساء «آمنوا بما نزّلنا مصدّقاً لما معكم من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها علي ادبارها… ».

2- سوره زخرف آيه 28. (شايد مراد آن است كه قرآن كريم در موضوع امامت ابراهيم عليه السّلام تصريح مي كند كه او وقتي خداوند فرمود «انّي جاعلك للنّاس اماماً» دعا كرد و از خدا خواست كه ذريّه و نسل او نيز مقام امامت داشته باشند و به خدا عرض كرد «و من ذريّتي» كه ولايت و امامت در نسل او كلمه باقيه اي شد، و اين به ضميمه فرموده خداي متعال كه «لاينال عهدي الظالمين» مي رساند كه ولايت و امامت در معصومين از ذريّه ابراهيم (ع) است و بنابراين طبق ادلّه اي كه از كتاب و سنت بدست مي آيد جز از علي عليه السلام و فرزندان معصوم او صلوات الله عليهم اجمعين نخواهد بود).

3- سوره حج آيه 1.

4- سوره فتح ـ آيه 10.