صله رحم

صله رحم

نوروز باستاني همواره با ديد و بازديد همراه و عجين بوده است. اين سنت پسنديده كه در اسلام از آن با عنوان «صله رحم» ياد مي‌شود، به فرموده پيامبر (ص) افزايش عمر و پاداشي برابر با اجر يك‌صد شهيد را به همراه دارد.

از همين رو مجموعه‌اي از روايات در باره «صله رحم» و اهميت اين سنت پسنديده كه توسط پايگاه اينترنتي مركز خبر حوزه گردآوري شده است، در پي مي‌آيد:

* توصيه پيامبر به حُسن همسايگى و صله رحم

پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله وسلم به «معاذ ابن جبل» توصيه فرمود: تقواى خدا، راستگويى، امانتدارى، درستي در پيمان، دورى از خيانت، حسن همسايگى، صله رحم، محبت به يتيمان و خوش‌زبانى را پيشه خود كن، و در برخورد با ديگران، آشكارا سلام كن و خوشرفتار و كم آزار باش و ايمان خود را محكم كن و در دين تحقيق نما و در قرآن بينديش و آخرت را مد نظر بگير و از حساب قيامت بترس و بسيار مرگ را ياد كند و به مسلمان دشنام مده و ... (ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ج‏۱، ص: ۱۹۳)

نام «معاذ» ابو عبدالرحمن خزرجى است. وي از اصحاب پيامبر (ص) بود كه در مدينه اسلام آورد و در بيعت عقبه حاضر بود و از جمله هفتاد نفري بود كه با پيامبر (ص) ملاقات كرد و در جنگ بدر حضور داشت، درحالي كه سن او از ۲۱ تجاوز نكرده بود و در همه جنگ‌ها شركت نمود، او مردى خوش سيما و سفيد چهره و سخى بود. روزي معاذ مقروض شد و پيامبر (ص) مالش را فروخت و دين او را ادا كرد، پيامبر (ص) پس از فتح مكه او را به عنوان قاضى به يمن فرستاد و معلم قرآن و فقه بود و با مالى بسيار به مدينه بازگشت ولي خليفه دوم اموالش را مصادره كرد، او سپس به شام رفت و در سال ۱۸ هجري درگذشت.

* علاقه امام موسي كاظم (ع) به صله رحم

از خوف چنان مي‌گريست كه محاسن شريفش تر مي‌شد و از همه مردم بيشتر به صله رحم و ديدار نزديكانش توجه داشت. شبانگاه از بينوايان مدينه دلجويى مي‌كرد و براى آنان پول و زنبيل آرد و خرما مي‌فرستاد و آنان نمي‌دانستند از ناحيه كدام يك از بزرگان، اين عطيه ارسال شده است. (الارشاد، ص ۵۷۵)

* سفارش پيامبر (ص) به ابوذر غفاري

ابوذر گفت: پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلم مرا به هفت چيز توصيه نمودند؛ دوستى با تهي‌دستان، دورى از ثروتمندان، صله رحم، اينكه سخن غير حق بر زبان نياورم، از ملامت ديگران در انجام فرمان الهى نترسم، به زير دستان خود نگاه كنم، به بالاتر از خود توجهى نكنم (وضع زندگى تهيدستان را ببينم نه ثروتمندان را) «سبحان الله ولا اله الا الله والله اكبر ولا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم» بسيار بگويم، كه باقيات صالحات همين‌ها هستند. (ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ج‏۱، ص: ۱۵۹)

* انجام صله رحم، تمكين آزمايش الهي

پيامبر ‌(ص) فرمود: فريب نماز و روزه افراد را نخوريد، زيرا گاهى افراد به آن عادت مى‏كنند و مى‏ترسند آن را ترك كنند بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى و انجام صله رحم و نيكى به برادران، بيازماييد. (ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ج‏۱، ص: ۳۵۹)

* صله رحم از نشانه‌هاي اهل ايمان

امير مؤمنان (ع) فرمود: اهل دين نشانه‏هايى دارند كه بدان شناخته مي‌شوند: راست گفتارى، امانت‌دارى، وفاي به عهد، صله رحم، ترحم بر ناتوان، معاشرت كم با زنان، بذل معروف، خوش‏خلقى، خوش برخوردى، پيروى از دانش و آنچه او بخدا نزديك كند. (امالى شيخ صدوق، ترجمه كمره‏اى، متن، ص: ۲۲۱)

* صله رحم و آساني جان‌دادن

امام صادق (ع) فرمود: هر كه دوست دارد، خدا سختي‌هاى جان‏كندن را بر او آسان كند، بايد صله رحم كند و به پدر و مادرش نيكى كند در اين صورت خدا جان كندن را بر او آسان كند و در زندگى دچار پريشانى و فقر نشود. (امالى شيخ صدوق، ترجمه كمره‏اى، متن، ص۳۸۹)

* صله رحم و اجر شهيد

رسول خدا (ص) فرمود: هر كه نزد خويشاوندى رود و با خود و مالش با او صله رحم كند، خداى عز و جل به او اجر يك‌صد شهيد دهد، هر گامى كه بر مي‌دارد ۴۰ هزار حسنه دارد و ۴۰ هزار گناهش محو مي‌شود و ۴۰ هزار درجه بالا رود و گويا يك‌صد سال خدا را عبادت كرده است. (امالى شيخ صدوق، ترجمه كمره‏اى، متن، ص: ۴۲۲)

* همراهي تقوا و صله رحم

امام رضا (ع) فرمود: خداي عز و جل به سه چيز همراه سه امر ديگر فرمان داده است: امر كرده به نماز و زكات پس هر كه نماز كند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نمي‌شود، امر كرده به شكر خودش به همراه شكر والدين (در سوره لقمان آيه ۱۴) پس هر كه شكر والدين نكند شكر خدا را نكرده و امر كرده به تقوا و صله رحم. در (آيه ۱ سوره النساء) و هر كه صله رحم نكند تقوا ندارد.
(مقصود از اينكه اين سه امر، دو به دو، همراهند و همراهي آنان زمانى نيست، زيرا انجام نماز و پرداخت زكات در يك زمان انجام نمي شوند و هر كدام وقت مخصوص بخود دارند و ظاهرش همزماني شرطى است، يعنى صحت هر كدام مشروط به انجام ديگريست). (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۴۳)

* صله رحم و افزايش عمر

«حنان بن سدير» مي‌گويد، ما در حضور امام ششم (ع) بوديم و ميسر (يكي از اصحاب) در ميان ما بود و سخن از صله خويشان شد ،آن حضرت فرمود: اى ميسر، مرگت چند بار فرا رسيد بود و هر بار براى صله رحم تو عقب افتاد، اگر مي‌خواهى عمرت افزايش يابد به دو پير خود احسان كن (يعنى پدر و مادر). (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۵۴)

* صله رحم ولو به يك سلام

امير مؤمنان (ع) فرمود: با ارحام خود ارتباط داشته باشيد گر چه به سلامى باشد، زيرا خداي تبارك و تعالى مى‏فرمايد: بترسيد از خدا زيرا بازپرسى مي شويد از او و از ارحام ... (آيه اول سوره النساء) (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۶۰)

امام صادق (ع) فرمودند: به راستى ارتباط خويشاوندى و نيكوكارى حساب [روز جزا] را آسان مي نمايند و [انسان را] از گناهان دورمي سازند. پس با برادران خويش، صله رحم نماييد و به آنان نيكى كنيد، اگر چه با نيكو سلام كردن و نيكو پاسخ دادن به سلام باشد. (تحف العقول، ترجمه حسن‌زاده، ص: ۶۸۵)

* صله رحم ولو با جرعه‌اي آب

رسول خدا (ص) فرمود: صله رحم كنيد گر چه به يك شربت آب باشد و بهتر از آن خوددارى از آزار ديگران است. (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۶۷)
رسول خدا (ص) فرمود: نيكي به والدين و صله رحم، حساب را آسان مي‌كنند و سپس آن حضرت اين آيه را خواند «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ ...» (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۶۴)

* صله رحم و خوش‌خلقي

امام ششم (ع) فرمود: صله رحم همان خوش‏خلقى، بخشش و خوش‌دلى است، و روزى را افزايش مي‌دهد و مرگ را عقب مي‌اندازد. (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۷۳)

* سفارش پيامبر ‌(ص) به اولاد عبدالمطلب

امام ششم (ع) فرمود: رسول خدا (ص) همه اولاد عبدالمطلب را گرد آورد و فرمود: اى اولاد عبد المطلب! سلام را فاش ادا كنيد و صله رحم كنيد و شب كه مردم خوابيدند عبادت كنيد، و اطعام كنيد و سخن خوب بگوئيد تا سلامت به بهشت برويد. آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۲۳)

* صله رحم و سيره اهل بيت عليهم‌السلام

امام صادق (ع) فرمود: خداي تبارك و تعالى بر شما واجب كرده دوستى و پيروى ما را، و لازم كرده بر شما فرمانبرى از ما را، آگاه باشيد هر كه از ما است، بايد از ما پيروي كند، بدانيد كه سيره و رفتار ما پارسايى و كوشش است، اداى امانت به خوب و بد، صله رحم، مهمان‏نوازى و گذشت از كسي كه به شما بد كرده است، و هر كس پيرو ما نباشد از ما محسوب نمي شودو سپس فرمود:سفيه نباشيد، كه امامان شما كار سفيهانه نمي كنند. (آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۲، ص: ۷۸)

* صله رحم و خوشنودي امام صادق (ع)

«داودبن كثير رقى» گفت: خدمت حضرت صادق عليه‌السّلام نشسته بودم، قبل از اينكه من سخنى بگويم، ايشان فرمودند: اي داود! روز پنجشنبه اعمال شما را بر من عرضه داشتند، در بين آنچه از اعمال تو عرضه شد، مشاهده كردم صله رحمى كه در مورد پسر عمويت كرده بودى مرا خوشحال كرد... داوود گفت، پسر عموئى داشتم كه دشمن اهل‌بيت‌(ع) و خيلى خبيث بود، شنيدم وضع مالى او خوب نيست، قبل از رفتن به مكه مقدارى پول برايش حواله دادم وقتى به مدينه رسيدم حضرت صادق عليه السّلام جريان را به من فرمود. (بخش امامت، ترجمه جلد هفتم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۲۵۰)

* صله رحم و ممانعت شيطان

حضرت صادق عليه‌السّلام فرمود: هنگامى كه كسى از شما تصميم به انجام عمل خير يا صله رحم را گرفت بايد متوجه باشد كه در سمت راستش شيطانى و در سمت چپش شيطان ديگرى هست بنا بر اين پيش از آنكه آن دو شيطان شما را از اين كار منصرف سازند فورا آن را انجام دهند. (بحار الانوار، ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸، ج‏۲، ص: ۲۳۴)

* ويژگي‌هاي چند گانه صله رحم

پيامبر اكرم (ص) فرمود: شخصى كه سه سال از عمرش باقى مانده اگر صله رحم كند، خداوند سى سال عمر او را افزايش مي‌دهد، چنانچه قطع رحم نمايد، اگر از عمرش سى سال باقيمانده باشد به سه سال كاهش مي‌يابد. آنگاه اين آيه را تلاوت نمود: «يَمْحُوا اللهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب» صله رحم باعث آبادى مملكت و افزايش عمر مى‏شود، گرچه اهل آن زمان، مردمان خوبى نباشند. صله رحم باعث آسانى حساب روز قيامت مى‏شود و از ترك بد جلوگيرى مي‌كند. (زندگانى حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام، ص: ۱۳۸)

* صله رحم و پاداش سريع

سه خصلت است كه صاحبان آنها تا وبال و گرفتاريش را در اين دنيا نبينند نخواهند مرد: «۱- ستم، ۲- قطع ارتباط خويشاوندى، ۳- و سوگند دروغ كه نبرد با خداوند است» و به راستى آن طاعتى كه سريع‌تر از ديگر طاعات، پاداشش مي‌رسد «صله رحم» است. و گروهى با آنكه فاجر و معصيت‏كارند، ولى در پرتو صله رحم و مهرورزى به يك ديگر ثروتشان بركت يافته و افزون مي‌گردد، و بى‏شكّ سوگند دروغ خوردن و قطع رحم شهرها را ويران و خالى از سكنه مى‏سازد. (تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: ۲۷۶)

* صله رحم؛ محبوب‌ترين راه‌ها به جانب خدا

محبوب‌ترين راه‌ها به جانب خدا دو گام است: گامى كه مسلمان بردارد و صفى را در راه خدا محكم سازد، و گامى كه در راه صله رحم (ديدار خويشاوندان) بردارد از گام قبلي، افضل است. (تحف العقول، ترجمه جنتى، متن، ص۳۴۱)

* ازدواج و صله رحم

حضرت سجّاد عليه‌السّلام فرمود: كسى كه براى خدا و به قصد صله رحم ازدواج نمايد، پروردگار او را به تاج بزرگى و عظمت، مفتخر و سرفراز خواهد، ساخت. (الحديت، روايات تربيتى، ج‏۲، ص: ۲۳۰)

* قطع رحم و كيفر زودرس

امام باقر (ع) فرمود: چهار چيز است كه كيفرى زودرس دارد، مردي كه در باره‏اش نيكى كنى و او به تو جزاى بد دهد و مردي كه به او ستم نكرده اي و او تو به ستم كند و مردي كه با او معاهده انجام كارى كني و تو در عهدت وفادار باشى و او با تو به حيله رفتار كند و مردي كه با خويشان خود صله رحم مي كند، ولى خويشانش از او قطع مي كنند. (خصال، ترجمه فهرى، ج‏۱، ص: ۲۵۵)

* قطع رحم و لعن خداوند

حضرت رسول (ص) فرموده‏اند: سوگند به كسى كه جان من در دست اوست، هرگز وارد بهشت نمى‏شويد تا آنكه ايمان بياوريد و ايمان نخواهيد آورد تا آنكه محبت بورزيد، آيا شما را به كارى راهنمايى كنم كه چون آن را انجام دهيد، مهرورزى كرده‏ايد پس ميان خود سلام دادن را آشكار كنيد.

بدانيد زماني كه مردم تظاهر به علم كنند و عمل را ضايع سازند و فقط به اظهار محبت اكتفا نمايند و در دل كينه‏توزى كنند و قطع صله رحم كنند، در آن حال خدايشان لعنت و كر و كورشان مى‏فرمايد. (روضة الواعظين، ترجمه مهدوى دامغانى، ص: ۶۶۰)

* صله رحم و آساني حساب قيامت

حضرت صادق عليه السّلام فرمود: همانا صله رحم و نيكى (به مردم) حساب (قيامت) را (بر آدمى) آسان كند، پس صله رحم كنيد و به برادران (دينى خود) نيكى نماييد، گر چه (نيكى شما) به سلام كردن نيكو و جواب دادن نيك باشد. (طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز، ترجمه‏ ج‏۱، ص: ۴۰۸)

تربیت

تربیت

روش تربيت
وقتى از هدف و محتواى تربيت سخن مى‌رانيم طبعاً مسئله روش تربيتى نيز مطرح مى‌شود البته شايد روش از اهميتى که محتويٰ دارد برخوردار نباشد ولى روش‌هاى تربيتى نيز به نوبه خود مى‌توانند خشک و غيرقابل انعطاف و احياناً خشن و در نتيجه نامطلوب باشند و برعکس ممکن است منطبق بر نيازها و علائق و شخصيت کودک بعنوان انسانى بالقوه داراى اراده و مختار باشند که تا حد زيادى مطلوب و باارزش است. در هرحال مطلوبى يا عدم مطلوبيت روش‌ها براساس نظام ارزشى و اخلاقى و معيارهاى فرهنگى هر جامعه سنجيده و معين مى‌شود.
موضوع تربيت
اصولاً موضوع تربيت بطور اعم موجودى است که نشوونما يا رشد مى‌کند و بالقوه استعداد بالندگى را دارد و بطور اخص انسان کمال‌پذيرى است که در صدد تغيير مطلوب حيات و زندگى خود مى‌باشد. و بالقوه استعداد رسيدن به عالى‌ترين مراحل کمال را دارد. به اين ترتيب وقتى سخن از تربيت مى‌رود مراد از آن بيشتر از هر موجودى تربيت انسان است، که اگر بخواهيم جريان آن را بنحو مطلوبى هدايت کنيم مستلزم فراهم‌آمدن عوامل و شرايط مناسبى است که ايجاد آنها براى شروع تغيير و تحول موردنظر لازم و کافى باشد، و فرصت مناسب را براى رشد فراهم نمايد. اين شرايط پس از ايجاد نيز بايد استمراد يابند تا تداوم دگرگونى‌هاى آغاز شده در مسير موردنظر و تا حصول نتايج مطلوب و قطعى تضمين شود.
محتواى تربيت
هر فرآيند تربيتى بنحوى از انحا داراى محتوى است البته مکاتب مختلف با مسئله محتوى يا باصطلاح برنامه تربيتى برخوردهاى متفاوتى دارند، ولى در مجموع هر تربيتى حتى تربيت کودک مدار افراطى به نوعى محتواى تربيتى که با رغبتها و علائق شاگردان - منطبق باشد عقيده دارند و هريک از نظام‌هاى تربيتى محتوى را براساس معيارها و ملاک‌هائى انتخاب مى‌کنند که حيطه محتواى تربيت مشمول اصل مطلوبيت و ارزش است.
اينکه ما موادى از علوم و فنون و هنرها و ادبيات را در محتواى تربيتى منظور مى‌کنيم نشان‌دهنده اين است که علم و معرفت براى ما واجد مطلوبيت و ارزش است و حال آنکه خرافات و عوام فريبى و امور بى‌ارزش و حتى ضدارزش و اخلاق را در محتواى تربيت نمى‌گنجانيم.
عناصر تربيت
عناصرى که در يک جريان تربيت مداخله مى‌بخشد عبارتنداز:
مربى، متربى، مدرسه، برنامه، هدف، جامعه، وسايل آموزشي
معنی و مفهوم تربيت
تربيت عبارتست از فراهم کردن زمينه‌ها و عوامل براى شکوفا کردن و به فعليت رساندن استعدادهاى بالقوه انسان و حرکت تکاملى او بسوى هدف مطلوب و منطبق بر اصولى معين و برنامه‌اى منظم و سنجيده.
مراحل تربيت
چگونگى فراهم کردن شرايط و کنترل و تداوم اين شرايط در مراحل مختلف زندگى تربيت شونده متفاوت است و با ميزان رشد و کيفيت آن بستگى کامل دارد. بطوريکه ممکن است در يک مرحله از زندگى مراقبت و کنترل بيشتر اعمال شود و در مرحله‌اى ديگر اصلاً کنترلى نباشد با عنايت به ميزان دخالت مربى و خود متربى در جريان تربيت و دوره‌ەاى مختلف رشد انسان مى‌توان فراهم کردن شرايط، کنترل و تداوم آنرا تبيين کرد.

مرحلهٔ پرستارى
اين مرحله از جريان تربيت از زمان انعقاد نطفه آغاز ميشود، و بيشتر به فراهم ساختن شرايط مناسب براى رشد و بهبود شرايط زيست در دوران جنينى و نوزادى اختصاص دارد و فرصت کافى به کودک مى‌دهد تا امکانات بالقوه‌اش را فعليت بخشد.
مرحلهٔ تأديب
مرحله تأديب که طى آن طبيعت حيوانى آدمى به طبيعت انسانى تبديل مى‌شود مهمترين اثر تأديب خنثى ساختن سرکشى طبيعى آدمى است که در اثر آن انسان از محدوديت‌هاى ناشى از زندگى اجتماعى و گروهى آگاه مى‌شود. به قوانين و مقررات اجتماعى گردن مى‌نهد و لزوم تبعيت از آنها را بخوبى احساس مى‌کند. ( شاتو، ژان، مربيان بزرگ، ترجمه دکتر غلامحسين شکوهي، دانشگاه تهران، فصل اول افلاطون)
مرحلهٔ تعليم
مرحله تعليم که بعد شناختى تربيت را در برمى‌گيرد و طى آن فرد با قسمت اعظم تجارب پيشينيان و حتى‌الامکان با کارآمدترين بخش‌هاى آن آشنا و تجهيز مى‌شود. بطوريکه مى‌ةواند حتى در بخشى از آن به درجه تخصص و آفرينندگى نسبى دست يابد. اگر تعليم با روش درست و با توجه به ارزش‌هاى مطلوب صورت پذيرد نوعى تربيت است. زيرا در بروز استعدادهاى بالقوه آدمى در زمينه شناختي، کنشى و عاطفى تا حد زيادى مؤثر است ولى اگر بدون توجه به ارزش‌هاى مطلوب صورت گيرد، علاوه برآنکه ممکن است مخرب باشد، تربيت نيز محسوب نمى‌شود.
مرحلهٔ خودسازى
مرحله خودسازى يا مرحله‌اى که شخص خود برروى خويشتن تأثير مى‌گذارد. اين مرحله به منزله پايان تأثير ديگران بر فرد و آغاز انعکاس فعل روى فاعل است هرچند تحقق اين مرحله از تربيت و کيفيت آن کاملاً به روش‌هاى تربيتى مراحل قبل و نحوه برخورد بزرگسالان با خردسالان، بستگى دارد. اما از اين ببعد جريات تربيت بيشتر خودسازي و شکل دادن خود است تا شکل‌پذيري.

فلسفه ازدواج در اسلا

فلسفه ازدواج در اسلام



مقدمه

«و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك‏لآيات‏لقوم‏يتفكرون.»(روم:21)

ازدواج نخستين سنگ بناى تشكيل‏خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و ميزان انديشه و تدبر در آن در ميزان پيشرفت‏يا انحطاط و صعود يا سقوط جامعه تاثير دارد. ازدواج داراى آثار و نتايج‏بسيارى است; از جمله: ارضاى غريزه جنسى، توليد و بقاى نسل، تكميل و تكامل انسان، آرامش و سكون، پاك‏دامنى و عفاف و نتايج متعدد ديگر.

از اين‏رو، اسلام - به عنوان يك مكتب آسمانى - آن را نه تنها كارى محبوب و مقدس دانسته، بلكه جوانان را مؤكدا بدان توصيه كرده است. هر ازدواجى داراى اهداف خاص خود است، ولى در اين ميان، برخى از اهداف كم ارج و كم اهميت و در نتيجه، ناپايدارند و نمى‏توانند براى هميشه و يا حتى مدتى دراز خوشبختى زوجين را تضمين‏كنند. برخى نيز ارجمند، مهم و در نتيجه پايدارند. بنابراين، شايسته است ازدواج با توجه به اين اهداف در نظر گرفته شود.

ازدواج از اين نظر كه عاملى براى نجات از آلودگى، موجبى براى نجات از تنهايى و سببى براى بقاى نسل است، خوددارى از آن هميشه سبب ايجاد بى تعادلى، نابهنجارى رفتارى و زمانى هم فساد شخصيت و حتى بيمارى جسمى مى‏گردد. بنابراين، بهترين و بالاترين نعمت‏ها براى هر زن و مرد از نظر اسلام تشكيل خانواده است.

گمان نمى‏رود از بين مكاتب و مذاهب، هيچ مذهبى به اندازه اسلام درباره ازدواج بحث كرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امرى مستحب، مورد تاكيد و از سنن انبيا عليهم السلام معرفى شده و جوانى كه بدان تن دهد در حقيقت، همگام با آفرينش و سعادتمند است.

ازدواج از نظر اسلام پيمان مقدسى است كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشريفات، سنن و قوانين خاصى صورت مى‏گيرد.

معمولا مى‏گويند كه خانواده مسؤول بسيارى از عيوب و بدبختى‏هاى جامعه است. اين مطلب قابل قبول است، ولى در عبارتى گوياتر و رساتر مى‏گوييم: در واقع، عدم خانواده به معناى واقعى - كلمه است كه مسؤول عيوب و بدبختى‏هاست و اين اغلب بدان دليل است كه در تشكيل آن فكر و هدف ارزيابى شده وجود نداشته است.

بسيارى از جوانان با افكار از پيش ساخته و انديشه‏هاى رؤيايى وارد زندگى زناشويى مى‏شوند و مى‏خواهند از راه تصادف و شانس، زمينه را براى داشتن يك كانون سالم پديد آورند، در حالى كه تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجيده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روى زمينى سست و لرزان است كه محلى براى زندگى اطمينان‏بخش نخواهد بود.

خانواده از قديم‏الايام، مركز هرگونه ثروت اجتماعى و كانونى براى توليد و پرورش شخصيت‏هاست، سرنوشت و حيات آن به سرنوشت و حيات جامعه بستگى دارد و نقش آن در وحدت و عظمت‏يك جامعه فوق‏العاده اساسى است. لذا، چنين مهمى را نمى‏توان به مسامحه و سهل‏انگارى نگريست. انسان در زندگى نيازهايى دارد كه بايد تامين شود و همان‏گونه كه از نظر غذا و دوا و لباس و مسكن نيازمند است، از نظر غريزه جنسى و ديگر غرايز فكرى و اخلاقى نيز نيازمند است.

در اين مختصر، برآنيم تا در حد مقدور و به اختصار، در زمينه فلسفه و هدف از ازدواج سطورى را به رشته تحرير در آوريم و نيم‏نگاهى به اين سنت مؤكد اسلامى از خلال برخى آيات، روايات و اقوال صاحب‏نظران بيفكنيم. اما بجاست پيش از شروع اين بحث، با چند نكته آشنا شويم:
ازدواج چيست؟

ازدواج قراردادى رسمى براى پذيرش يك تعهد متقابل به منظور تشكيل زندگى خانوادگى است تا طرفين ازدواج در سايه آن، در خط سير معين و شناخته شده‏اى از زندگى قرار گيرند. اين قرارداد با رضايت و خواسته زن و شوهر و بر مبناى آزادى كامل دو طرف منعقد مى‏گردد و در پرتو آن، روابطى بس نزديك بين آن دو پديد مى‏آيد. اين قرارداد، ارتباط و پيوند دوطرفه به وسيله الفاظ و عباراتى معين انجام مى‏گيرد كه آن را «عقد» يا پيمان ازدواج مى‏ناميم.
معنا و مفهوم «عقد»

«عقد» از نظر لغت‏به معناى «گره زدن‏» و خود «گره‏» است و در اصطلاح، هر چيزى است كه در سايه آن، رابطه‏اى ميان دو فرد يا دو گروه ايجاد مى‏شود.

در زبان ازدواج و زناشويى، «عقد» عبارت است از ايجاد پيوندى مشترك بين زن و شوهر كه در سايه آن، حقوق ، تعهدات و مسؤوليت‏هاى دو جانبه پديد مى‏آيد. به ديگر سخن، «عقد» قراردادى به منظور مشاركت دو تن در زندگى خانوادگى‏وايجادنوعى‏روابطشرعى‏وقانونى است.
فلسفه و هدف از ازدواج

هدف از ازدواج هم براى مرد و هم براى زن، پاسخ مثبت دادن به سنت الهى و توليد نسل است. لذا، هر دو در اين زمينه بر يك عقيده‏اند. فلسفه ازدواج براساس اين دو مبنا ملاك دين و نجابت است. در نتيجه، هدف از ازدواج و توليد نسل، مقدس مى‏گردد و هيچ‏يك از ماديات ملاكى براى آن به حساب نمى‏آيد.

اصولا فلسفه خلقت زن و مرد (زوجيت) توليد مثل است، همان‏گونه كه اين زوجيت در ساير حيوانات و حتى گياهان نيز وجود دارد. نكته اصلى كه بايد در ازدواج مورد توجه هر دو طرف باشد دين و كمال است. از اين‏رو، از روايات نقل شده از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام چنين برمى‏آيد كه هر كس ممكن است‏به يكى از اين

چهار دليل ازدواج كند: 1- پول; 2- دين; 3- زيبايى; 4- شهرت و عنوان. بين اين چهار هدف، دين از همه بالاتر و بهتر است.

اما به طور كلى، ضرورت‏هاى ايجاب كننده ازدواج عبارت است از:

الف - ضرورت‏هاى فردى;

ب - ضرورت‏هاى اجتماعى;

ج- ضرورت‏هاى مذهبى.

در ذيل، به تفصيل از اين موارد بحث مى‏كنيم:
الف - ضرورت‏هاى فردى

1- پاسخ مثبت‏به فطرت: انسان به حكم فطرت، داراى غريزه جنسى است و طبيعت و فطرتش ايجاب مى‏كند كه رشد نمايد، به سوى كمال برود و وقتى‏رشديافت‏وبه‏درجه‏كمال رسيدارضا و اقناع شود.براين‏اساس،براى‏حفظ جان و تعادل نظامات روانى، ضرورى است كه آدمى به ازدواج تن دهد.

2- موجبى براى بروز استعدادها: استعدادها براى بروز و تكامل خود نيازمند محيطى امن و آرامند. ازدواج براى جوان آرامش و آسايش ايجاد مى‏كند، استعدادهاى او را به حركت درمى‏آورد و به او امكان مى‏دهد كه از آن به نيكى بهره‏بردارى كند.

3- موجب امنيت و آسايش: اصولا «بلوغ‏» يعنى شكوفايى غريزه، چه براى پسر و چه براى دختر كه همراه بحران است. ازدواج اين بحران را تسكين مى‏دهد، براى جوان محيط امن و آرام ايجاد مى‏نمايد، در سايه وجود عواطف خانوادگى، روح سركش او مهار مى‏شود و موجباتى براى برخوردارى او از نيروى فكرى فراهم مى‏شود.

4- موجب نجات از تنهايى: به عقيده دانشمندان و فلاسفه، انسان موجودى مدنى‏الطبع و بالفطره اجتماعى است. از اين‏رو، محتاج پناه و ياور و يارى دلدار است. ازدواج اين فايده را دارد كه آدمى را از تنهايى و اعتزال نجات دهد و همدلى در كنار او، در بستر او و در آغوش او قرار دهد تا وجودش راعين‏وجودخودبداندودرغم‏ودردش‏شريك باشد.
ب - ضرورت‏هاى اجتماعى

ازدواج هرچند از يك نظر ، مساله‏اى شخصى و خصوصى است، ولى از نگاهى ديگر، داراى جنبه و اهميتى اجتماعى مى‏باشد. بر اين اساس، ازدواج از اركان مدنيت و راهى مطمئن براى تامين آسايش جامعه و رفاه بشريت است. سود و زيان ازدواج تنها متوجه زوجين نيست، بلكه افراد اجتماع نيز به گونه‏اى از آن برخوردار مى‏شوند.

بى‏ترديد، ازدواج رابطه‏اى است كه طرفين ربط را تا حد زيادى از بى‏بند و بارى و روابط نامشروع و انحرافات اخلاقى و جنسى مصون مى‏دارد. اين موضوع به تناسب حال طرفين و محيط اجتماعى و امكان انجام ساير گناهان متفاوت است. هم‏چنين ساير جنبه‏هاى شخصى و اجتماعى نيز در اين زمينه مؤثر مى‏باشد كه گاهى اين عمل سبب مصونيت انسان از نيمى از گناهان و معاصى و گاهى بيش‏تر است. لذا، در بعضى از روايات ازدواج را وسيله حفظ نيمى از دين و برخى روايات، دو سوم دين بيان كرده‏اند. (1)

زندگى هر يك از زن و شوهر منقسم به دو قسم است:

1- روابط داخلى و خانوادگى;

2- روابط خارجى و اجتماعى.

بنابراين، زن صالح در خانواده وسيله تحقق سعادت مرد در نيمى از زندگانى او و مرد نيكوكار براى زن وسيله سعادت نيمى از روابط حياتى اوست; زيرا ازدواج وسيله موفقيت هر يك از طرفين در مقدار زيادى از وظايف عبادى خواهد بود كه در روايات ائمه اطهار عليهم السلام به نيمى از دين تعبير شده است.
ج - ضرورت‏هاى مذهبى

ضرورت‏هاى مذهبى ازدواج از دوجنبه قابل بررسى‏اند: از جنبه آيات و از جنبه روايات.

1- ازدواج در آيات: اين سؤال همواره مطرح بوده است كه چرا خداوند انسان‏ها و يا حيوانات و حتى گياهان را زوج آفريد؟ فلسفه زوجيت انسان‏ها، گياهان و حيوانات چيست؟ در پاسخ به اين سؤال، به اجمال مى‏توان گفت كه فلسفه زوجيت در انسان‏ها به ازدواج بازمى‏گردد. اما پس از آن، اين سؤال مطرح مى‏گردد كه آيا ازدواج فقط براى تامين غريزه جنسى است؟ آيا براى شروع مسائل اجتماعى است؟ آيا براى ايجاد انس ميان دو زوج مخالف با هم است؟ در پاسخ بايد گفت كه خير، هدف از ازدواج اين مسائل نيست. فلسفه ازدواج چيز ديگرى است و آن امتداد نسل، بقاى آن و اتمام تركيبات عاطفى زن و مرد به دليل توليد مثل مى‏باشد، همان‏گونه در برخى از آيات به اين مطلب اشاره شده است:

خداوند در سوره نساء، آيه 7 مى‏فرمايد: «يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا و نساء كثيرا و اتقوا الله الذي تسائلون به و الارحام ان الله كان عليكم رقيبا»; اى مردم، بترسيد از پروردگار خود كه شما را از يك تن آفريد و از او جفتش را بيافريد و از آنان مردان و زنان بسيارى گسترانيد و بترسيد از خداوندى كه از او و از ارحام پرسش مى‏شود. خداوند بر شما نگاهبان است.

در آيه 11 سوره شورى نيز مى‏فرمايد: «فاطر السموات و الارض جعل لكم من انفسكم ازواجا و من الانعام ازواجا يذرؤكم فيه ليس كمثله شى‏ء و هو السميع البصير»; او پديد آورنده آسمان‏ها و زمين است. براى شما از جفت‏خودتان همسرانى قرار داد و از جنس حيوانات نيز جفت‏هايى آفريد تا بر شما بيفزايد و نسل تكثير پيدا كند. همانند او چيزى نيست. او شنواى بيناست.

2- ازدواج در روايات:اسلام در اين زمينه، دو دسته را مخاطب قرار داده است و ازدواج را به آن‏ها توصيه مى‏كند:

1- كسانى را كه به قصد ارضاى غريزه شهوت و محافظت از آلودگى ازدواج مى‏كنند، ولى از پيدايش نسل جلوگيرى مى‏نمايند.

2- كسانى را كه علاوه بر ارضاى غريزه شهوانى، قصد تشكيل خانواده نيز دارند و در نتيجه، خواهان نسل هستند. اما به طور كلى، دسته دوم بيش‏تر مورد خطاب‏اند; زيرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه مى‏شود.

نظر به وجود منافع و اهميت‏هاى ازدواج است كه اسلام آن را تاييد كرده و ضرورت آن را در درجه اول اهميت و مورد تاكيد قرار داده است. ضرورت‏هاى‏ازدواج‏ازنظر اسلام به قرار ذيل است:

1- محبوب‏ترين بنا: بناى تشكيل خانواده در اسلام محبوب است، تا آن‏جا كه هيچ سازمان و بنايى نزد خدا محبوب‏تر از آن نيست. لذا، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله من التزويج‏»; نزد خداوند هيچ بنايى محبوب‏تر از خانه‏اى نيست كه از طريق ازدواج آباد گردد. (2)

2- عامل حفظ پاك‏دامنى و كسب اخلاق نيك: ازدواج از نظر اسلام وسيله‏اى براى پاك‏دامنى و پاك‏دامن زيستن است. رسول خدا صلى الله عليه و آله به زيدبن حارثه فرمودند: ازدواج كن تا پاك‏دامن باشى (3) و در سخنى ديگر، فرمودند: مردان را زن دهيد تا خدا اخلاقشان را نيكو، ارزاقشان را وسيع و جوانمرديشان را زياد گرداند. (4) در روايتى ديگر، به زنى كه گفته بود، ديگر ازدواج نخواهم كرد، فرمودند: «ازدواج براى حفظ عفاف لازم است.» (5)

3- عامل تكميل دين: ازدواج غير از ايجاد نظم در زندگى، وسيله‏اى براى حفظ و تكميل دين است. بدان دليل، ازدواج تكميل كننده ايمان است كه به وسيله آن، بسيارى از گناهان از وجود آدمى ريشه‏كن مى‏شود و راه براى سعادتمندى او از هر سو فراهم مى‏گردد. لذا، رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «من تزوج فقد احرز نصف دينه‏»; (6) هر كس ازدواج كند نيمى از دينش را باز يافته است. در جاى ديگر، فرمودند: «ما من شاب تزوج في حداثة سنه الا عج‏شيطانه يا ويله عصم مني ثلثي دينه‏»; (7) هر كس در ابتداى جوانى ازدواج كند شيطان فرياد مى‏كند: اى واى، دو سوم دين خود را از شر من حفظ كرد.

4- موجب ازدياد نسل: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «تزوجوا فاني مكاثر بكم الامم غدا فى القيامة‏»; (8) ازدواج كنيد; زيرا من به زيادتى شما نسبت‏به امت‏هاى ديگر در قيامت مباهات مى‏كنم. (اين‏كه امروزه در كشور ما با توجه به احكام ثانويه، به مهار جمعيت‏حكم مى‏شود مطلب ديگرى است كه اين مختصر مجالى براى طرح آن نيست.)

5- موجب ازدياد مسلمانان: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «ما يمنع المؤمن ان يتخذ اهلا لعل الله يرزقه نسمة تثقل الارض بلا اله الا الله‏»; (9) چه مانعى داردكه مؤمن زنى‏بگيرد تاخداوند فرزندى نصيبش كند كه با كلمه لا اله الا الله زمين را گرانبار كند؟

6- موجب ازدياد روزى: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم‏» (10) ; روزى را به وسيله زن گرفتن زياد كنيد. در حديث ديگرى، امام رضا عليه السلام مى‏فرمايند: «اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه‏»; (11) اگر خواستگارى آمد كه دين و اخلاقش را پسنديد او را اجابت كنيد. در روايتى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «من ترك التزويج مخافة العيلة فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله يقول: ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله‏»; (12) هر كس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستى‏ترك كندبه خدا سوء ظن برده است، زيرا خداوندمى‏فرمايد:اگر (زن‏وشوهر) فقير باشندخدا هر كدام را از كرم خود بى‏نياز مى‏كند. بنابراين، در هر صورت، روزى زن و مرد با خداست.

7- نشانه پيروى از سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله: حضرت على عليه السلام فرمودند: «تزوجوا فان التزويج‏سنة رسول الله فانه كان يقول: من كان يحب ان يتبع بسنتى فان من سنتي التزويج‏»; (13) ازدواج كنيد، ازدواج سنت پيامبر صلى الله عليه و آله است. آن جناب مى‏فرمودند: هر كه مى‏خواهد از سنت من پيروى كند، بداند كه ازدواج سنت من است.

8- نشانه پيروى از سنت پيامبران عليهم السلام: امام رضا عليه السلام فرمودند: «ثلاث من سنن المرسلين: العطر و اخذ الشعر و كثرة الطروقة‏»; (14) سه چيز از سنت‏هاى پيامبران است: استعمال عطر، ازاله موهاى زايد و ازدواج كردن.

9- موجب جلب رضايت الهى: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «ما من شى‏ء احب الى الله عز وجل من بيت‏يعمر فى الاسلام بالنكاح‏»; (15) هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از اين نيست كه خانه‏اى در اسلام به وسيله ازدواج آباد گردد.

10- موجب كسب طهارت معنوى: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «من احب ان يلقى الله طاهرا مطهرا فليلقه بزوجة‏»; (16) هر كس مى‏خواهد خدا را پاك و پاكيزه ملاقات كند بايد هنگام مرگ متاهل باشد.

11- بهترين بهره و سود: امام رضا عليه السلام فرمودند: «ما استفاد امرء بعد الاسلام فائدة خيرا من امراة مسلمة ...»; (17) پس از ايمان به خدا، هيچ انسانى بهره‏اى بهتر از همسرى مسلمان به دست نياورده است.

12- گشودن درهاى رحمت الهى: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «يفتح ابواب السماء بالرحمة فى اربع مواضع: عند نزول المطر و عند نظر الولد فى وجه الوالد و عند فتح باب الكعبة و عند النكاح‏»; (18) درهاى رحمت آسمان در چهار موقع گشوده مى‏شود: 1- هنگام باريدن باران; 2- وقتى كه فرزندى (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد; 3- زمانى كه در خانه كعبه گشوده مى‏گردد; 4- در وقت اجراى عقد نكاح. (19)
نهى اسلام از عزوبت

از نظر اسلام، ازدواج كارى مقدس و تجرد چيز پليدى است. اين بر خلاف نظر كسانى است كه رهبانيت را پذيرفته‏اند و سعى دارند بدان جنبه‏اى مقدس دهند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: آن كس كه اين آيين و مذهب همگام با فطرت مرا دوست دارد بايد نسبت‏به سنت من پاى‏بند باشد; يكى از سنت‏هاى من ازدواج است. (20)

در اسلام، سرباز زدن از ازدواج مساوى با تخلف از سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و حتى از موازين اسلامى است. چنانچه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس زمينه و امكانى براى ازدواج داشته باشد و در عين حال، از آن سر باز زند از ما نيست.

اسلام برخلاف رهبانان و تاركان دنيا، مجرد ماندن را نه تنها فضيلت نمى‏داند، بلكه آن را محكوم كرده و شديدا از آن نهى فرموده است. زنى به حضور امام صادق عليه السلام رسيد و گفت: من قصد ندارم شوهر كنم تا مرا نزد خدا فضلى باشد و اجر و ثوابى به من تعلق گيرد.

امام صادق عليه السلام فرمودند: اين سخن را رها كن; اگر تنها زيستن فضيلتى بود فاطمه عليها السلام، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله، بر اين فضل سزاوارتر بود. (21)

بزرگان اسلام عزب ماندن را در صورت فراهم بودن وسايل ازدواج، ناروا و حرام دانسته و زناشويى را محبوب و مقدس شمرده‏اند. اسلام نيز تجرد را زشت مى‏شمارد و مى‏گويد: «شراركم عزابكم‏»; (22) بدترين شما كسانى هستند كه در حال عزوبت‏اند. احاديثى‏كه ازعزوبت‏نهى مى‏كنند بسيارند، ازجمله روايات ذيل از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله:

- ازدواج كن و گرنه از گنه‏كاران محسوب خواهى شد; «تزوج و الا فانت من المذنبين.» (23)

- بيش‏تر دوزخيان عزب‏ها هستند; «اكثر اهل النار العزاب.» (24)

- ازدواج كن، وگرنه از راهبان نصارا خواهى بود; «تزوج و الا فانت من رهبان النصارى.» (25)

- ازدواج كن، وگرنه از برادران شيطان خواهى بود; «تزوج و الا فانت من اخوان الشياطين.» (26)

- بدترين افراد امت من عزب‏ها هستند; «شرار امتي عزابها.» (27)

- دو ركعت نماز زن‏دار بهتر از يك روز نماز و روزه عزب است. «ركعتان يصليهما المتزوج افضل من سبعين ركعة يصليها غير متزوج. » (28)

خوددارى از ازدواج عوارضى دارد كه به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏كنيم:

1- خوددارى از ازدواج زمينه را براى روابط جنسى نامشروع و غير قانونى فراهم مى‏كند كه نمونه‏هاى آن را در كشورهايى كه براى خود آمار و حسابى دارند، مى‏بينيم. بديهى است كودكى كه به دور از عشق و بدون خواسته والدين يا در اثر يك ازدواج اجبارى پديد آيد هم مايه غم مرد است و هم موجب تنفر اجتماعى و اين‏كه آينده چنين كودكانى چه خواهد شد، به خوبى معلوم است.

2- خوددارى از ازدواج موجب بيمارى‏هاى وخيمى هم‏چون امراض تناسلى، ورم مفاصل و مانند آن مى‏گردد و اين مساله مورد تاييد پزشكان امروزى است.

3- خوددارى از ازدواج موجب از دست دادن گرمى و نشاط زندگى است. هر كس در دوران جوانى به ازدواج تن ندهد، در دوران پيرى با رنج تنهايى مواجه خواهد شد.

4- خوددارى از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد مى‏گردد. افراد به سوى فساد اخلاقى سوق پيدا مى‏كنند و درهاى حيات آنان به دروغ، فحشا و بى‏بند و بارى گشوده مى‏شود. وجود غريزه در آدمى خود دليلى بر ضرورت ازدواج و خوددارى از آن، استقبال از خطرات خودآفرين و زمينه‏اى براى هجوم غم‏ها و نابسامانى‏هاست.
«تهذيب نفس‏»; فلسفه بزرگ ازدواج

زن و مرد لازم است در پرتو كانون گرم خانواده به تكامل دست‏يازند و همديگر را با برخوردارى از «صبر» و «شكر»، كه دو ركن ايمان است، يارى كنند. شرع مقدس اسلام در تشكيل خانواده تنها به ارضاى غريزه جنسى نظر ندارد، اگرچه اين نكته مهم نيز جزئى از فلسفه ازدواج است و اسلام براى حفظ عفت عمومى در جوامع بشرى، به دختران و پسران بالغى كه نياز به ازدواج دارند امر به پيوند و تشكيل خانواده كرده است، بلكه نكته مهم‏ترى كه اسلام از ازدواج و تشكيل خانواده دنبال مى‏كند عبارت است از: «تهذيب نفس‏»; زيرا محيط خانه و كانون گرم خانواده را بهترين مكتب براى خودسازى و كسب كمالات مى‏داند. حال اگر از اين مكتب ارزنده و حيات‏بخش و انسان‏ساز درست استفاده نكنيم و يا آن را از هم بپاشيم، تقصير از شارع مقدس اسلام نيست، بلكه خودمان مقصر هستيم كه با عوامل گوناگون باعث‏سردى كانون خانواده يا از هم پاشيدگى آن شده‏ايم.
خلاصه و نتيجه بحث

از مجموعه بحث‏ها چنين نتيجه مى‏گيريم كه هدف از ازدواج در اسلام به مراتب، بالاتر و مقدس‏تر از آن است كه تنها در حد كام‏جويى جنسى باشد; زيرا اگر چنين بود هيچ فرقى ميان ازدواج انسان و جفت‏گيرى حيوانات نبود و ازدواج مشمول اين همه قوانين آسمانى و رهبرى پيامبران عليهم السلام و راهنمايان قرار نمى‏گرفت. پس بايد در آن اهداف مهم ديگرى نيز وجود داشته باشد; از جمله: ايجاد، بقا و طهارت نسل، تكميل و تكامل، مودت و صفا و از همه بالاتر، انجام وظيفه الهى. پيمان ازدواج پيمانى مقدس و الهى است. بدين‏سان، جز در سايه احكام الهى نمى‏توان آن را فسخ كرد. ازدواج امرى اساسى و مهم است، بايد در جامعه رشد و توسعه يابد تا افراد در سايه پاى‏بندى بدان از بسيارى انحرافات و پيش‏آمدهاى ناگوار مصون بمانند.

آن كس كه تن به تشكيل خانواده ندهد، هم به خود جفا كرده است و هم به فردى ديگر از جنس مخالف كه پاك‏دامن در انتظار همتاى مؤمن براى تشكيل زندگى و بهره‏مندى از نعمت و آسايش آن است. البته شكى نيست كه در انتخاب همسر بايد طرقى انديشيد تا زندگى زناشويى دچار نابسامانى نشود و كودكان پاى به جهان نهاده حاصل آن دچار افسردگى و ماتم نگردند.

پى‏نوشت‏ها:

1- شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، آل‏البيت، ج 20، ص 17

2- ميرزا آقا نورى‏طبرسى،مستدرك‏الوسائل،ج‏14،ص 153

3- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 35.

4- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 103، ص 222

5- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 166.

6 و 7- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 17

8- ميرزا آقا نورى طبرسى، پيشين، ج 14، ص 149

9 و 10- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 14

11-12-13-14-15-16-17- همان، ج 20، ص 28 / ص 42 / ص 15/ ص 103/ ص 16/ ص 18/ ص 40

18- ميرزا آقا نورى طبرسى، پيشين، ج 14، ص 152

19- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 15

20- همان

21- محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 103، ص 219

22و 23- همان، ج 1037 ص 221

24- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 20

25و26و27- ميرزاآقا نورى‏طبرسى، پيشين، ج 14،ص 155

28- شيخ حر عاملى، پيشين، ج 20، ص 18
ساير منابع

- سيدرضا پاك‏نژاد، ازدواج; مكتب انسان‏سازى، ياسر، تهران، بى‏تا

- سيد محمدتقى ميرسعسعانى، يك روح در دو بدن، محمدى، تهران، بى‏تا

- على مشكينى، ازدواج در اسلام، ترجمه احمد جنتى، الهادى، قم، 1366