تربیت
روش تربيت
وقتى از هدف و محتواى تربيت سخن مىرانيم طبعاً مسئله روش تربيتى نيز مطرح مىشود البته شايد روش از اهميتى که محتويٰ دارد برخوردار نباشد ولى روشهاى تربيتى نيز به نوبه خود مىتوانند خشک و غيرقابل انعطاف و احياناً خشن و در نتيجه نامطلوب باشند و برعکس ممکن است منطبق بر نيازها و علائق و شخصيت کودک بعنوان انسانى بالقوه داراى اراده و مختار باشند که تا حد زيادى مطلوب و باارزش است. در هرحال مطلوبى يا عدم مطلوبيت روشها براساس نظام ارزشى و اخلاقى و معيارهاى فرهنگى هر جامعه سنجيده و معين مىشود.
موضوع تربيت
اصولاً موضوع تربيت بطور اعم موجودى است که نشوونما يا رشد مىکند و بالقوه استعداد بالندگى را دارد و بطور اخص انسان کمالپذيرى است که در صدد تغيير مطلوب حيات و زندگى خود مىباشد. و بالقوه استعداد رسيدن به عالىترين مراحل کمال را دارد. به اين ترتيب وقتى سخن از تربيت مىرود مراد از آن بيشتر از هر موجودى تربيت انسان است، که اگر بخواهيم جريان آن را بنحو مطلوبى هدايت کنيم مستلزم فراهمآمدن عوامل و شرايط مناسبى است که ايجاد آنها براى شروع تغيير و تحول موردنظر لازم و کافى باشد، و فرصت مناسب را براى رشد فراهم نمايد. اين شرايط پس از ايجاد نيز بايد استمراد يابند تا تداوم دگرگونىهاى آغاز شده در مسير موردنظر و تا حصول نتايج مطلوب و قطعى تضمين شود.
محتواى تربيت
هر فرآيند تربيتى بنحوى از انحا داراى محتوى است البته مکاتب مختلف با مسئله محتوى يا باصطلاح برنامه تربيتى برخوردهاى متفاوتى دارند، ولى در مجموع هر تربيتى حتى تربيت کودک مدار افراطى به نوعى محتواى تربيتى که با رغبتها و علائق شاگردان - منطبق باشد عقيده دارند و هريک از نظامهاى تربيتى محتوى را براساس معيارها و ملاکهائى انتخاب مىکنند که حيطه محتواى تربيت مشمول اصل مطلوبيت و ارزش است.
اينکه ما موادى از علوم و فنون و هنرها و ادبيات را در محتواى تربيتى منظور مىکنيم نشاندهنده اين است که علم و معرفت براى ما واجد مطلوبيت و ارزش است و حال آنکه خرافات و عوام فريبى و امور بىارزش و حتى ضدارزش و اخلاق را در محتواى تربيت نمىگنجانيم.
عناصر تربيت
عناصرى که در يک جريان تربيت مداخله مىبخشد عبارتنداز:
مربى، متربى، مدرسه، برنامه، هدف، جامعه، وسايل آموزشي
معنی و مفهوم تربيت
تربيت عبارتست از فراهم کردن زمينهها و عوامل براى شکوفا کردن و به فعليت رساندن استعدادهاى بالقوه انسان و حرکت تکاملى او بسوى هدف مطلوب و منطبق بر اصولى معين و برنامهاى منظم و سنجيده.
مراحل تربيت
چگونگى فراهم کردن شرايط و کنترل و تداوم اين شرايط در مراحل مختلف زندگى تربيت شونده متفاوت است و با ميزان رشد و کيفيت آن بستگى کامل دارد. بطوريکه ممکن است در يک مرحله از زندگى مراقبت و کنترل بيشتر اعمال شود و در مرحلهاى ديگر اصلاً کنترلى نباشد با عنايت به ميزان دخالت مربى و خود متربى در جريان تربيت و دورهەاى مختلف رشد انسان مىتوان فراهم کردن شرايط، کنترل و تداوم آنرا تبيين کرد.
مرحلهٔ پرستارى
اين مرحله از جريان تربيت از زمان انعقاد نطفه آغاز ميشود، و بيشتر به فراهم ساختن شرايط مناسب براى رشد و بهبود شرايط زيست در دوران جنينى و نوزادى اختصاص دارد و فرصت کافى به کودک مىدهد تا امکانات بالقوهاش را فعليت بخشد.
مرحلهٔ تأديب
مرحله تأديب که طى آن طبيعت حيوانى آدمى به طبيعت انسانى تبديل مىشود مهمترين اثر تأديب خنثى ساختن سرکشى طبيعى آدمى است که در اثر آن انسان از محدوديتهاى ناشى از زندگى اجتماعى و گروهى آگاه مىشود. به قوانين و مقررات اجتماعى گردن مىنهد و لزوم تبعيت از آنها را بخوبى احساس مىکند. ( شاتو، ژان، مربيان بزرگ، ترجمه دکتر غلامحسين شکوهي، دانشگاه تهران، فصل اول افلاطون)
مرحلهٔ تعليم
مرحله تعليم که بعد شناختى تربيت را در برمىگيرد و طى آن فرد با قسمت اعظم تجارب پيشينيان و حتىالامکان با کارآمدترين بخشهاى آن آشنا و تجهيز مىشود. بطوريکه مىةواند حتى در بخشى از آن به درجه تخصص و آفرينندگى نسبى دست يابد. اگر تعليم با روش درست و با توجه به ارزشهاى مطلوب صورت پذيرد نوعى تربيت است. زيرا در بروز استعدادهاى بالقوه آدمى در زمينه شناختي، کنشى و عاطفى تا حد زيادى مؤثر است ولى اگر بدون توجه به ارزشهاى مطلوب صورت گيرد، علاوه برآنکه ممکن است مخرب باشد، تربيت نيز محسوب نمىشود.
مرحلهٔ خودسازى
مرحله خودسازى يا مرحلهاى که شخص خود برروى خويشتن تأثير مىگذارد. اين مرحله به منزله پايان تأثير ديگران بر فرد و آغاز انعکاس فعل روى فاعل است هرچند تحقق اين مرحله از تربيت و کيفيت آن کاملاً به روشهاى تربيتى مراحل قبل و نحوه برخورد بزرگسالان با خردسالان، بستگى دارد. اما از اين ببعد جريات تربيت بيشتر خودسازي و شکل دادن خود است تا شکلپذيري.